ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

836

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و بيش از خط افريقى رواج يافت و در نتيجهء از ياد رفتن عادات و صنايعى كه در قيروان و مهديه متداول بود خط آنان هم فراموش شد و رسم خط اندلسى كه در تونس و نواحى نزديك آن معمول گرديده بود جانشين كليهء خطوط مردم افريقيه گرديد ، زيرا از هنگامى كه مردم اندلس از مشرق آن كشور مهاجرت كردند و به افريقيه پناه آوردند جمعيت بسيارى از آنان در تونس متوطن شدند و از خط قديم افريقى تنها نشانه‌هائى در بلاد جريد باقى مانده بود كه اهالى آن با خطاطان اندلس معاشرت و آميزش نكرده و در جوار آنها ممارست نكرده بودند ، زيرا اندلسيان تنها به تونس پايتخت افريقيه رفت و آمد مىكردند . اين است كه خط مردم افريقيه از بهترين خطوط اهالى اندلس بشمار ميرفت و اين وضع در افريقيه ادامه داشت تا آنكه از نفوذ و قدرت موحدان تا اندازه‌اى كاسته شد و بسبب عقب افتادگى عمران وضع تمدن و تجمل‌پرستى هم انحطاط يافت . در اين هنگام خط هم بسر نوشت ديگر وسايل تمدن دچار شد و رسوم و اشكال آن بتباهى گرائيد و در نتيجهء فساد حضارت و نقصان عمران شيوهء آموختن آن را از دست دادند و فقط آثارى از خط اندلسى باقى ماند كه بر ميزان تمدن و ترقى آنان در خط گواهى ميداد ، چه در صفحات پيش ياد كرديم كه هر گاه صنايع در تمدن رسوخ يابد محو كردن آنها بسيار دشوار است . و در دولت خاندان مرينيان واقع در مغرب اقصى ( مراكش ) نيز نوعى از خط اندلسى معمول شده بود چه آنان بتونس نزديك بودند و بسبب اين نزديكى اندلسيانى كه از آن كشور بعللى خارج ميشدند بفاس رهسپار ميشدند و دولت مرينيان در دوران فرمانروائى خود از صنايع آنان استفاده ميكرد . پس از آن خط و نوشتن از بارگاه دولت و پايتخت كشور چنان فراموش شد كه گوئى هيچ وجود نداشته است و در افريقيه و مغرب خطوط رو به پستى رفت و حسن خط به كلى از ميان رفت و وضع كتابها بدانجا رسيد كه اگر كتابى استنساخ مىشد مطالعه كنندهء آن هيچ سودى جز رنج و مشقت نمىبرد