ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

834

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نيز فتح كردند و خاندان عباسيان شهر بغداد را بنيان نهادند و در آن شهر پس از آنكه از لحاظ عمران توسعه يافت خطوط هم به آخرين مرحلهء ترقى رسيد و آن شهر بعنوان پايتخت اسلام ( دار الاسلام ) و مركز دولت عرب بشمار ميآمد [ و چگونگى خط در بغداد با وضع آن در كوفه از لحاظ شيفتگى به نيكوئى رسوم و علامات و زيبايى رونق و حسن منظر اختلاف پيدا كرد و اين اختلاف در اعصار مختلف استحكام يافت تا آنكه در بغداد على بن مقلهء [ 1 ] وزير پديد آمد و رايت خط را برافراشت ، آنگاه پس از وى على بن هلال كاتب معروف به ابن البواب همان شيوهء ويرا پيروى كرد و سند تعليم خط در قرن سوم و پس از آن بر وى مسلم شد و رسوم خط بغدادى و اشكال حروف آن با خط كوفى تفاوت پيدا كرد تا سرانجام به مباينت و اختلاف كلى منتهى گرديد . و پس از اين روزگار اختلاف مزبور در نتيجهء تفنن كهبذان [ 2 ] در استوارى شيوه‌ها و اشكال آن افزايش يافت [ 3 ] تا به متأخران رسيد ، مانند ياقوت و على عجمى يكى از اوليا ، و سند تعليم خط بر آنان مسلم گرديد و اين شيوه به مصر انتقال يافت و در بعضى از قسمتها با روش خط عراق مخالف بود و ايرانيانى كه در عراق سكونت داشتند آن را فرا گرفتند و در نتيجه با خط مردم مصر به كلى اختلاف پيدا كرد . ] [ 4 ] و رسم خط افريقى كه شيوهء قديم آن تا اين روزگار هم معروف است نزديك به خط مشرقى بود . [ 5 ] و چون سلطنت امويان در كشور اندلس استقرار يافت دودمان مزبور

--> [ 1 - ) ] در « ينى » على بن هلال كاتب . [ 2 - ) ] ترجمهء كلمهء « جهابذة » جمع « جهبذ » ( بفتح ج - ب - كسر ج - ب ) معرب كلمهء فارسى « كهبذ » است به معنى ناقد آگاه بباز شناختن نيك از بد ، كه در عربى بجاى انتقاد كننده متداول است و ما ترجيح داديم آن را بجاى انتقاد كنندگان يا نقادان به كار بريم تا شايد اين كلمهء فراموش شدهء فارسى معمول شود . [ 3 - ) ] در « ينى » چنين است : تا به ابن مقله منتهى شد و سند تعليم خط بر وى مسلم گرديد . [ 4 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت افتاده است . [ 5 - ) ] عبارت مذكور در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « و رسم خط بغدادى معروف بود و خط افريقايى كه شيوهء قديم آن تا اين روزگار هم معروف است از آن تقليد شد و از لحاظ اشكال نزديك به خط مشرق است » .