ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

831

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و عقيده‌اى را بر خلاف راه و روش زندگى تغيير ميدهيد ؟ مرگ از آن زندگانى كه ما را ناسزا گوئيد بهتر است بويژه كه جرهم و حمير هم از ناسزا گويان باشند » . پايان گفتارى كه ابن الابار در كتاب تكمله نقل كرده است . و در پايان گفتار ميافزايد : زنجيرهء اسناد اين حديث چنين است : خبر داد مرا ابو بكر بن ابى حميره در كتاب خود از ابو بحر بن عاصى و او از ابو الوليد وقشى و وى از ابو عمر و طلمنكى بن ابى عبد الله بن مفرح و به خط خودش آن را حكايت كردم از ابو سعيد بن يونس و او از محمد بن موسى بن نعمان از يحيى بن محمد بن حشيش بن عمر بن ايوب مغافرى تونسى از بهلول بن عبيدة الحمى از عبد الله بن فروخ . انتهى . ] [ 1 ] و حمير نوعى خط داشتند كه آن را « مسند » ميناميدند . همهء حروف آن منفصله بود و آموختن آن را منع كرده بودند مگر آنكه كسى از آنان اجازه بگيرد . و قبيلهء مضر خط عربى را از حمير فرا گرفتند ، ولى آنان آن را مانند كليهء صنايعى كه در ميان باديه‌نشينان معمول مىشود نيك نمىنوشتند چه باديه‌نشينان در صنايع شيوه‌هاى استوار آراسته به زيبايى و اتقان پيش نميگيرند از اين رو كه زندگانى باديه‌نشينى از صنايع دور است و اغلب از آن بىنياز هستند . اين است كه خط و كتابت عرب بشيوهء باديه‌نشينى بود مانند خطى كه در اين روزگار دارند ، بلكه بايد گفت خط ايشان در اين دوران از لحاظ هنرى نيكوتر است ، زيرا ايشان هم اكنون بتمدن و شهرنشينى و معاشرت با مردمان شهرها و خداوندان دولت‌ها نزديكتراند . و قبيلهء مضر نسبت بمردم يمن و شام و عراق در باديه‌نشينى ريشه‌دارتر و از شهرنشينى دور تر بودند ، از اين رو خط عربى در آغاز اسلام از لحاظ استوارى و زيبايى و خوبى بمرحلهء نهائى كمال و بلكه به حد متوسط هم نرسيده بود ، زيرا عرب در وضع

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت افتاده است . از ( پ ) و « ينى » ترجمه شد .