ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
832
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
باديهنشينى و توحش بسر ميبردند و از صنايع دور بودند . و بايد ديد در اين راه چه نظريههايى بسبب رسم الخط قرآن كه صحابه آن را با خطوط خود نوشتهاند پديد آمده است . آنها با خطوطى نااستوار از لحاظ زيبايى و اصول خط قرآن را نوشتهاند و در نتيجه بسيارى از رسم الخطهاى آنان با قواعد و اصول صنعت خط مخالف است و اهل فن آنها را بر خلاف قياس تشخيص دادهاند . سپس تابعان نيز همان رسم الخط را از لحاظ تبرك و تيمن رسم الخط اصحاب پيامبر ، ص ، پيروى كردهاند . همان صحابهاى كه پس از پيامبر بهترين افراد بشر بشمار ميرفتند و گفتارهاى وحى را از كتاب خدا و كلام پيامبر فرا گرفته بودند . چنان كه هم اكنون نيز برخى از كسان خط ولىّ يا عالمى را از لحاظ تبرك اقتفا مىكنند و رسم الخط او را خواه درست يا نادرست تقليد مىكنند ، ولى هيچ نسبتى ميان اينان و آنچه صحابه نوشتهاند وجود ندارد ، چه شيوهء صحابه پيروى شده و رسم الخط آنان پايدار گرديده و علما هم متوجه آن رسم الخط در مواضع معلوم شدهاند . و در اين باره نبايد به پندار برخى از بىخبران اعتنا كرد كه ميگويند صحابه به هنر خط كاملا آشنا بوده و خط را نيكو مىنوشتهاند و اينكه برخى تصور ميكنند خط آنان مخالف اصول و قواعد رسم الخط است درست نيست ، بلكه كليهء مواردى را كه مخالف قياس شمردهاند ميتوان توجيه كرد و ميگويند در موضعى نظير اضافه شدن الف در « لَأَذْبَحَنَّهُ » 27 : 21 [ 1 ] اين زيادهء تنبيهى است بر اينكه ذبح روى نداده است و در افزوده - شدن ياء در « بِأَيْدٍ » 51 : 47 [ 2 ] ياى زايد تنبيهى است بر كمال قدرت پروردگار ، و امثال اينها از توجيهاتى كه بر روى هيچ اصلى جز ادعاى بىدليل محض استوار نيست و تنها موجبى كه آنان را باينگونه توجيهات وادار كرده اين است كه ايشان معتقدند با اين گونه توجيهات صحابه را از توهم نقص عدم مهارت در خط تبرئه و منزه مىكنند و مىپندارند كه خط كمال آدمى است و بنابر اين صحابه را از نقصان اين كمال منزه -
--> [ 1 - ) ] سورهء النمل ، آيهء 21 . [ 2 - ) ] سورهء الذاريات ، آيهء 47 : وَ السَّماءَ بَنَيْناها 51 : 47 بايد .