ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
828
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل سىام در اينكه خط و نوشتن از جمله هنرهاى نوع انسان است [ 1 ] و آن عبارت از نشانهها و اشكالى از حروف است و اين شكلها كلمههاى شنيدنى را نشان ميدهند كه دلالت بر نيات درونى انسان ميكنند ، و بنابر اين خط نسبت به كلمات با دلالتهاى لغوى در مرتبهء دوم قرار دارد . و اين فن از هنرهاى شريف است ، زيرا نوشتن از آن گونه خواص انسانيست كه بدان از حيوان باز شناخته مىشود و هم فنى است كه انسان را از نيات درونى يك ديگر آگاه مىكند و مقاصد آدمى را به شهرهاى دور دست مىرساند و نيازهاى انسان را بر ميآورد و او را از رنج پيمودن اين گونه مسافتها بىنياز مىكند . و به يارى خط انسان به دانشها و معارف و كتب پيشينيان و كليهء نوشتههاى آنان دربارهء دانشها و تواريخشان آگاه مىشود . پس به علت كليهء اين مقاصد و سودها خط از هنرهاى شريف است ، و تنها از راه آموختن ميتوان آن را از مرحلهء قوه بفعل رسانيد و در هر شهرى زيبائى و خوبى خط وابسته به ميزان عمران و اجتماع مردم آن و مسابقهء آنان در راه رسيدن بمرحلهء كمال و ترقى است ، زيرا در شمار صنايع است و در فصول گذشته ياد كرديم كه پيشرفت صنايع وابسته به وضع تمدن ملتها و تابع عمران آنان است و به همين سبب مىبينيم كه بيشتر باديهنشينان بىسوادند و به خواندن و نوشتن آشنا نيستند و كسانى هم از آنان كه خواندن يا نوشتن را ميدانند نه در خواندن چندان قادراند و نه در نوشتن مهارت دارند . از سوى ديگر مىبينيم در شهرهايى كه تمدن و عمران بيش از حد پيشرفت كرده است آموختن خط رساتر و نيكوتر از ديگر شهرهاست و براى استحكام آيين آن شيوههاى آسانترى در ميان آنان متداول است چنان كه در اين روزگار دربارهء مصر حكايت ميكنند و ميگويند در آن كشور براى آموختن خط معلمانى گماشته
--> [ 1 - ) ] گويا كلمهء « انسانية » در متن بمفهوم انسان متمدن است .