ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

829

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

شده‌اند كه اين فن را بر طبق قواعد و احكامى در خصوص وضع هر يك از حروف به متعلمان ميآموزند و گذشته از اين ، آنان را واميدارند كه بتن خود آن وضع را بياموزند و بدان عمل كنند و آن وقت به يارى دانش و حس توأما متعلم را بفن آشنا ميكنند و در نتيجه ملكهء آن ببهترين و كاملترين شيوه‌ها در آنان رسوخ مىيابد . و اين پيشرفت براى آنان در سايهء ترقى و توسعهء صنايع كه خود معلول فراوانى جمعيت و وسعت كارهاى گوناگون است حاصل شده است . [ وضع تعليم خطّ در اندلس و مغرب بدينسان نيست كه هر حرف را به تنهائى بر طبق قوانين و اصولى معلم به شاگرد بياموزد ، بلكه شاگرد از راه تقليد خط و نوشتن جملهء ، كلمات ، نوشتن را فرا ميگيرد چنان كه شاگرد مينويسد و معلم در وضع نوشتن او مراقبت مىكند تا هنگامى كه در آن مهارت مىيابد و در انگشتان او ملكهء نوشتن استوار مىشود و چنين كسى را خوش خط ( مجيد ) مينامند ] [ 1 ] . و خط عربى هنگام دولت تبابعه در زيبائى و آرايش بمنتها درجهء استوارى رسيده بود ، زيرا دولت مزبور بمرحلهء شهرنشينى و تجمل و شكوه نائل آمده بود و خط مزبور بنام « خط حميرى » ناميده شده است و آن از تبابعه به مردم حيره انتقال يافت كه در آن دولت خاندان منذر تشكيل يافته بود و اين خاندان در عصبيت از وابستگان و خويشان تبابعه بودند و پادشاهى عرب را در سرزمين عراق تجديد كردند ، ولى چنان كه تبابعه در خط مهارت داشتند اينان بدان مرحله نرسيدند ، زيرا ميان دو دولت تفاوت بزرگى بود و دولت خاندان منذر در تمدن و لوازم آن مانند صنايع و غيره بمرحلهء دولت حمير نرسيده بودند و مردم طائف و قبيلهء قريش چنان كه گفته‌اند خط را از اهالى حيره فرا گرفتند و گويند كسى كه خط را از مردم حيره آموخته سفيان بن اميه و بقولى حرب بن اميه بوده است . و ميگويند وى خط را از اسلم بن سدره فرا گرفته است و اين گفتار

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت نيست . از ( پ ) و « ينى » ترجمه شد .