ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
827
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بحديكه بگرسنگى خو ميگيرند و چه بسا كه به علت دوام اين وضع برخى گمان ميكنند گرسنگى در آنان جبلى و طبيعى است . گذشته از اين مردم باديهنشين با خورش اندكى سر و كار دارند يا به كلى از آن محرومند و به كار بردن ادويه و ميوهها هم در آشپزى از عادات و احتياجات شهرنشينان است كه آنان به كلى از اين گونه شيوهها دوراند ، از اين رو طوايف باديهنشين غذاهاى سادهاى ميخورند و بدر آميختن مواد ديگر بغذاها كه تركيب آنها مناسب بدن انسان نيست هيچگونه آشنائى ندارند . هوائى كه در آن بسر مىبرند نيز در صورتى كه ساكن جايگاه خاصى باشند به علت كمى رطوبتها و عفونتها كمتر گنديده و فاسد است و اگر در حال كوچ كردن باشند نيز بسبب اختلاف هواهاى گوناگون هواى فاسد كمتر استنشاق ميكنند . گذشته از اين آنها همواره با ورزش سر و كار دارند ، چون براى اسب دوانى يا شكار يا انجام دادن كارهاى شخصى كه نيازمنديهاى زندگى آنان را فراهم مىكند پيوسته در جنبش و حركتاند و از اين رو بسبب كليهء اين اعمال غذاى آنان به خوبى هضم مىشود و بتداخل غذا نيز آشنا نيستند . اين است كه مزاج آنان نسبت بشهريان سالمتر است و دور تر از بيماريها هستند و كمتر به پزشك نيازمند ميشوند و به همين سبب در ميان باديهنشينان به هيچرو پزشك يافت نميشود و اين امر تنها بسبب بىنيازى آنان از پزشك است چه اگر به وى احتياج ميداشتند حتما در ميان آنان هم پيدا ميشد و همين احتياج باديهنشينان بپزشك وسايل معاش او را فراهم ميساخت و ويرا بسكونت در ميان آنان برمىانگيخت . سنت خداست در ميان بندگانش و هرگز دستور او را تغيير نيابى [ 1 ] .
--> [ 1 - ) ] اشاره به آيهء 23 ، سورهء الفتح .