ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

823

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مىباشند به بطلان مقاصدشان . و خدا آفريدگار داناست [ 1 ] . فصل بيست و نهم در صناعت پزشكى و اينكه اين صناعت در پايتخت‌ها و شهرهاى بزرگ مورد نياز است نه در ميان باديه‌نشينان اين صناعت در بلاد و شهرها ضرورى است چه در آن اجتماعات بفوايد آن پى برده‌اند و نتيجه و ثمرهء آن عبارت است از حفظ صحت تندرستان و دفع بيمارى از بيماران بوسيلهء مداوا تا براى ايشان بهبود از بيماريها حاصل آيد . و بايد دانست كه اصل امراض يكسره از خوراكهاست چنان كه ( پيامبر ) ( ص ) در حديثى كه جامع طب است فرموده است : « معده خانهء مرض و پرهيز سر داروهاست و اصل هر دردى ناگوارد ( تخمه ) يا تداخل است . اينكه ميفرمايد « معده خانهء مرض است » معنى آن آشكار است و منظور از « پرهيز سر داروهاست » اين است كه پرهيز گرسنگى است و بدان انسان از خوراك پرهيز مىكند ، بعبارت ديگر گرسنگى داروى بزرگيست كه اساس و ريشهء همهء داروهاست و معنى « ناگوارد » [ 2 ] تداخل است كه انسان در ميان فواصل نوبت هر غذا و پيش از آنكه غذاى پيشين هضم شود دمبدم غذا بخورد . و شرح آن چنين است كه خدا سبحانه انسان را بيافريد و حيات او را بوسيلهء غذا حفظ كرد كه آن را از راه خوردن به كار ميبرد و قواى هاضمه و غاذيه در آن نفوذ مىكند تا آنكه بخونى كه مناسب اعضاى تن مانند گوشت و استخوان است تبديل

--> [ 1 - ) ] سورهء يس ، آيهء 81 . اين آيه در چاپهاى مصر و بيروت نيست و آخر فصل چنين است : « و خداى تعالى داناتر است » . [ 2 - ) ] ترجمهء « بردة » است كه در اقرب الموارد به « تخمه » و در منتهى الارب به « ناگوارد » تفسير شده است .