ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

816

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

دربارهء خويش مىانديشند . و امر پوشاك چنان حاصل مىشود كه منسوج را براى نگهدارى ( تن ) از گرما و سرما يكسره بر تن پوشند ( يعنى بدون بريدن و دوختن ) و براى تهيهء چنين پوشاكى ناگزير بايد نخ را بهم بافت تا پارچهء يك دستى توليد شود و اين عمل را بافندگى مىنامند . پس اگر مردم باديه‌نشين باشند به همان پارچه اكتفا ميكنند ، ولى اگر بشهرنشينى گرايند اين پارچه را مىبرند و به تكه‌هائى تقسيم ميكنند تا جامه‌اى به اندازهء بدن انسان بدست آيد و شكل بدن و اعضاى گوناگون آن و اختلاف نواحى هر يك از اندامها را در نظر ميگيرند آنگاه اين تكه‌ها را با نخ بهم مىپيوندند تا يك جامه مىشود كه به اندازهء بدن است و آن را ميپوشند و صناعتى كه بدست دهندهء اين ( پوشاك ) مناسب است خياطى ناميده مىشود ] [ 1 ] . و اين دو صنعت در اجتماع ضروريست ، زيرا بشر براى پوشاك خود بدانها نيازمند است چنان كه صنعت نخستين براى بافتن نخ‌هاى پشمى و پنبه‌اى [ 2 ] در تار و پود پارچه‌ها به كار ميرود كه آنها را به منظور محكمى پارچه بشدت بهم مىپيوندند و در نتيجه از آن پارچه‌هاى معينى به اندازه‌هاى مختلف بدست ميآيد از قبيل گليم [ 3 ] - هاى پشمى كه يكسره بدن را مىپوشانند و پارچه‌هاى پنبه‌اى و كتانى كه براى جامه به كار ميروند . و صنعت دوم براى اين است كه منسوجات را بر حسب اختلاف اشكال و عادات گوناگون بر اندازهء تن ميدوزند بدينسان كه تكه‌هائى مناسب اعضاى تن از پارچه مىبرند . و سپس اين تكه‌ها را ماهرانه و استوار بهم ميدوزند كه بر حسب انواع مختلف اين صناعت ممكن است جامه از تكه‌هاى بسيار تشكيل يابد يا حاشيه دوزى

--> [ 1 - ) ] از آغاز فصل تا اينجا كه در داخل كروشه است در چاپهاى مصر و بيروت نيست ، [ 2 - ) ] و كتان چاپ بيروت . [ 3 - ) ] ترجمه « اكسية » جمع « كساء » است كه صاحب منتهى الارب آن را گليم ترجمه كرده و معنى مناسب آن همين است چه باديه‌نشينان آن را بدون دوخت يا به شكل عبا بر تن مىپوشند و كلمهء « ازار » نيز به همين معنى آمده است .