ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
813
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
همچنين از چوب ستونهائى ميسازند كه هنگام خطر سقوط ديوار كج يا بار سنگين آنها را به كار مىبرند . گذشته از اين چوب سودهاى ديگرى نيز دارد كه هم باديهنشينان و هم شهريان از آن استفاده ميكنند . چنان كه باديهنشينان آن را براى ستون و ميخ چادرهاى خود به كار مىبرند و براى زنان خود از چوب كجاوه [ 1 ] ميسازند ، و سلاحهائى مانند نيزه و كمان و تير از آن تهيه ميكنند . و اما شهريان آن را براى سقف ساختمانها و در خانهها و اطاقها به كار مىبرند و از آن تختهائى براى نشستن روى آنها ميسازند . و مادهء اصلى هر يك از وسايل ياد كرده چوب است و جز در پرتو صناعت ممكن نيست به صورت خاصى در آيد كه مورد نياز است و صناعتى كه بوسيلهء آن چوب بصورتهاى ياد كرده در مىآيد و وسايل گوناگونى توليد مىكند عبارت از درودگرى است كه در عين حال داراى انواع مختلفى است . سازندهء وسايل چوبين نخست بايد چوب را اره كند و آن را يا به صورتى كوچكتر از آنچه هست درآورد و يا به صورت تختههائى آماده سازد و سپس اين قطعات اره شده را بر حسب شكل مطلوب با هم تركيب كند و بنابر اين وى در همهء اين اعمال بوسيلهء هنر خود ميكوشد اين تكههاى چوب اره شده را به صورت منظمى درآورد تا همهء آنها بمنزلهء اجزاى آن شكل مخصوص قرار گيرند و انجام دهندهء اين صناعت را درودگر مينامند ، و صنعت وى در اجتماع ضروريست . سپس هنگامى كه تمدن و حضارت به اوج عظمت و ترقى برسد و دوران تجمل - خواهى فراز آيد كه مردم به زيبائى و آرايش كليهء وسايل زندگى دلبسته ميشوند و دوست دارند هر يك از اقسام ساختههاى درودگرى از سقف گرفته تا در و تخت و هر اثاث ديگر زيبا و آراسته بنقش و نگار باشد ، آن وقت آرايش و زيبائى در صناعت
--> [ 1 - ) ] ترجمهء « حدج » بمعنى نوعى از مراكب زنان مانند هودج و كجاوه ( اقرب الموارد ) .