ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
814
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
درودگرى نيز پديد ميآيد و ساختههاى آن را بزيورهاى تفننى گوناگونى ميآرايند كه در شمار شگفتيهاى هنر مىباشد و به هيچرو در زمرهء ضروريات بشمار نميآيد مانند نقش و نگار كردن ( تخطيط ) درها و تختها [ 1 ] ، و چون آماده كردن تكههاى چوب به هنر خراطى كه آنها را در نهايت زيبايى مىتراشند و به صورت خاصى كه در نظر دارند در ميآورند آنگاه بر حسب اندازههاى معينى آنها را با هم تركيب مىكنند و چنان با ميخهاى چوبى بهم ميپيوندند كه بيننده مىپندارد بهم چسبيده است ، و بر حسب تناسب هر چيزى كه از چوب ساخته مىشود اشكال گوناگونى از آنها تعبيه مىكنند و در نظر هر چيزى زيباتر و آراستهتر جلوهگر مىشود [ 2 ] و اين هنر را در همهء لوازمى كه از چوب ميسازند از هر گونه كه باشد به كار مىبرند . و نيز معمولا در ساختن كشتيها بصنعت درودگرى نيازمند مىشوند كه داراى تختهها و ميخهايى است [ 3 ] و اين كشتيها عبارت از ساختههاى هندسى است كه آنها را باعتبار شنا كردن ماهى بوسيلهء بالها و سينهاش به شكل آن جانور ميسازند تا اين شكل در برخورد با آب براى كشتيرانان كمك بيشترى باشد و بجاى جنبش حيوانى كه در ماهى وجود دارد براى حركت دادن آن از باد استفاده ميكنند و چه بسا كه براى اين منظور به پارو زدن متوسل مىشوند چنان كه در ناوهاى نيروى دريائى آن را به كار مىبرند ، و اين صناعت اساسا در تمام انواع آن به قسمت مهمى از دانش هندسه نياز دارد ، زيرا لازمهء بيرون آوردن صورتها از مرحلهء قوه به فعل به روش استوار اين است كه به تناسب ميان اندازهها خواه عمومى يا خصوصى آگاه باشيم و براى دريافتن تناسب اندازهها ناچار بايد به مهندس رجوع كرد . و به همين جهت كليهء بزرگان و پيشوايان دانش هندسه در يونان از بزرگان اين صناعت نيز بشمار
--> [ 1 - ) ] منظور نويسنده حاشيه دادن و گل و بته ترسيم كردن روى اشياء نجاريست . [ 2 - ) ] گويا مقصود مؤلف هنر منبت كارى است . [ 3 - ) ] اشاره به : وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ 54 : 13 سورهء القمر آيهء 13 و دسر « بضم د - س » جمع « دسار » بمعنى ميخ است و در اينجا رشتههائى از ليف است كه الواح كشتى آنها را بهم مىبندند .