ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
791
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنها ميباشند و بدان خو گرفتهاند در نهايت سهولت موجبات تأمين حقوق ايشان را فراهم ميسازند و داد ايشان را از غاصبان باز ميگيرند . بدين سبب گروه مزبور در نتيجهء عدم ممارست اعمالى كه بصفات پست منجر ميگردد ، چنان كه گذشت ، از - خوىهاى زشت بازرگانى دور ميشوند و جوانمردى آنان راسختر ميگردد و از هر گزندى كه از اين رهگذر بدان ميرسد مصون ميماند ، ولى با همهء اينها ممكن است نمونههائى از آثار اين گونه رفتارها بطور نهان و غير مستقيم در آنان پديد آيد چه مجبورند در وضع نمايندگان خود نظارت كنند و در آنچه انجام مىدهند يا ترك مىكنند مخالف يا موافق باشند ، اما اين نمونهها اندك است و اثر آنها كمتر نمودار مىشود ، و خدا شما و آنچه را مىكنيد آفريده است [ 1 ] . فصل شانزدهم در اينكه صنايع ناچار بايد داراى آموزگار باشد [ 2 ] بايد دانست كه صنعت عبارت از ملكهايست كه در امرى عملى فكرى حاصل مىشود و بسبب اينكه عملى است در زمرهء كارهاى بدنى محسوس بشمار ميرود . و فرا گرفتن كيفيات بدنى محسوس براى آموزنده جامعتر و كاملتر حاصل مىشود زيرا انجام دادن امورى كه مربوط به كيفيات بدنى محسوس است ثمر بخشتر است . و ملكه عبارت از صفت راسخى است كه در نتيجهء انجام دادن يك عمل و پياپى تكرار كردن آن حاصل ميگردد چنان كه صورت آن در نفس رسوخ يابد ، و ملكه بر نسبت اصل حاصل مىشود و ياد دادن چيزى از راه ديدن با چشم جامعتر و كاملتر از آموختن آن بنقل خبر و دانش است ، از اين رو ملكهاى كه بشيوهء نخستين بدست
--> [ 1 - ) ] وَ الله خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ 37 : 96 . سورهء الصافات ، آيهء 94 . [ 2 - ) ] در برخى از چاپها بجاى ( معلم ) ( علم ) است و شايد صحيحتر باشد بدينسان . . . صنايع ناچار بايد با علم پيوند داشته باشد .