ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
787
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از بهاى خريد بفروشند يا از راه انتظار نوسانها و گردش بازارها سود برند يا بوسيلهء صادر كردن آنها بشهرى كه در آنجا رايجتر و گرانتر است بهره برگيرند ، يا اجناس را به نسيه به قيمت گرانترى به فروش رسانند . و اين سود نسبت به سرمايهاى كه به كار مياندازند اندك و ناچيز است ، ولى چيزى كه هست هنگامى كه اصل مال بسيار باشد سود آن نيز فراوان خواهد بود ، زيرا اندك در بسيار خود بسيار است . سپس بايد كوشيد كه اين بهرهبردارى يا سودى كه در نتيجهء خريد و فروش اجناس و كالاها در دست سوداگران باقى ميماند ، كامل وصول شود و قيمت اجناس را بپردازند ليكن در ميان اين گروه اهل انصاف اندك است و از اين رو خواه ناخواه نادرستى و كم فروشى پيشه ميكنند به اجناس يا سرمايه لطمه ميزنند و در پرداخت بهاى آنها تأخير و مسامحه ميكنند كه به سود آن زيان ميرسد ، زيرا در مدت عدم پرداخت بهاى كالاها بازرگانان از فعاليت باز ميمانند در صورتى كه بهرهبردارى از سرمايه بدان حاصل مىشود . و اگر معامله داراى سند و گواهانى نباشد به كلى منكر بهاى اموال ميشوند كه موجب نابودى سرمايه مىگردد و نفوذ حكام در اين گونه اندك است ، زيرا معمولا بظواهر امور حكم مىشود از اين رو بازرگان رنج فراوان ميبرد و دچار مشكلات مىشود و اغلب اين سود ناچيز را پس از تحمل كردن رنج و مشقت بسيار حاصل مىكند يا آنكه به هيچرو نميتواند آن را وصول كند يا سرمايهاش از دست ميرود . بنابر اين كسى كه بازرگانى را پيشهء خود مىكند بايد داراى يكى از اين دو شرط باشد : يا اينكه در اختلافات و ستيزهجوئيها گستاخ و در امور محاسبات بصير باشد و با سر - سختى و پشت كار نزد حكام از حقوق خويش دفاع كند و در اين صورت گستاخى و سر - سختى وى در معاملات و اختلافاتى كه در آنها روى ميدهد بهترين وسيلهاى خواهد بود كه حكام و سوداگران را وادار بانصاف و عدالت خواهد كرد . و گرنه ناچار بايد داراى نفوذ و جاه باشد كه بتواند در پناه آن حقوق خويش را حفظ كند و هيبت وى در دل سوداگران بنشيند و حكام را بانصاف و دادگرى وادار سازد تا حقوق