ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
775
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
يا هنرى آنان نيازمندند مانند دانشمندى كه در دانش خود تبحر دارد يا دبيرى كه در نگارش خود استاد است يا شاعرى كه اشعار شيوا ميسرايد ، و خلاصه هر كس در هنر خود مهارت دارد گمان مىكند كه مردم به نتيجهء كار او نيازمندند و ازينرو خود را بسبب اين امتياز برتر از ديگران ميشمارد و خوى بلندپروازى بوى دست ميدهد . همچنين آنان كه داراى نسب و خاندانند و از گروهى بشمار ميروند كه در ميان نياكان آنان پادشاه يا دانشمند نامور [ 1 ] يا عنصر كاملى در يك مرحله وجود داشته است در نتيجهء ديدن يا شنيدن وضع پدران و نياكان خود در شهر بدان مغرور ميشوند و گمان ميكنند كه آنان هم بسبب آنكه وارث آن نياگاناند و به آنان منسوب ميباشند شايستهء همان پايگاهاند . اين گونه كسان در حال حاضر بيك امر معدوم متمسك ميشوند زيرا كمال بوراثت به كسى نميرسد . و نيز گاهى برخى از مردمانى كه در كارها صاحبنظر و مجرب و بصيراند اين صفات را در خود كمالى مىپندارند و گمان ميكنند مردم به آنان نيازمندند . و ازينرو مىبينيم كليهء اصنافى كه ياد كرديم بلند پرواز و متكبرند و به هيچ رو نسبت بخداوندان جاه فروتنى نميكنند و از كسانى كه از آنان برترند تملق نميگويند و جز خود ديگر كسان را كوچك ميشمارند ، زيرا معتقدند كه بر ديگران برترى دارند و همهء آنان از فروتنى سرباز ميزنند هر چند در برابر پادشاه باشد ، و اين خوى را پستى و خوارى و سفاهت ميشمارند و گمان ميكنند مردم بايد در رفتار خود با ايشان پايگاه موهومى را كه خود از روى وهم و گمان بدان قائلند در نظر گيرند و هر كس پايگاه موهوم آنان را نيك در نيابد و در احترام به آنان اندكى كوتاهى ورزد
--> [ 1 - ) ] در ينى چنين است : يا كامل و متبحرى وجود داشته خود را در مرحله و پايهاى توهم مىكنند كه آن را بخاندان آنان نسبت ميدهند يعنى همان وضعى كه آن را دربارهء پدران و نياكان خود در شهر ديده يا شنيدهاند و گمان مىكنند كه آنان هم . . . در اينجا اين همه اختلاف نسخ است : يغترون . يقزون يعتزون . يعبرون . يغرون . يعزون . و صورت متن يعتزون است .