ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
772
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آن استفاده مىكند همانا بهاى كارهاى ايشان است و اگر فرض كنيم يك فرد به كلى بىكار باشد چنين كسى يكسره فاقد وسيلهء معاش خواهد بود و ارزش هر كس به اندازهء كار و شرف آن در ميان ديگر كارها و نياز مردم به آن كار است و به همان نسبت پيشه و وسيلهء معاش او فزونى مىيابد يا نقصان ميپذيرد . و ما در فصل گذشته ثابت كرديم كه جاه و نفوذ براى كسب ثروت سودمند است چه خداوند جاه در پرتو نفوذ خود منزلتى بدست مىآورد كه مردم بوى بوسيلهء كار و احوال خود نزديك مىشوند و در دفع مضار و جلب منافع خويش مىكوشند و در ازاى كار يا ثروتى كه بوى ارزانى مىدارند از قدرت و جاه او استفاده مىكنند و به بسيارى از مقاصد نيك يا بد خود نائل مىآيند و كارهايى كه خداوندان جاه انجام ميدهند بر ميزان وسايل معاش و پيشهء آنان ميافزايد و ارزش كارها براى آنان توليد ثروت مىكند و در كمترين مدتى دارائى و اموال فراوانى بدست مىآورند . سپس بايد دانست كه جاه و نفوذ در ميان مردم به ترتيب طبقات تقسيم شده است و طبقهاى پس از طبقهء ديگر داراى جاه و قدرتست چنان كه در طبقات برتر بپادشاهان ميرسد كه هيچ قدرت و دستى بالاى توانايى آنان نيست و طبقات فروتر به كسانى كه در ميان همجنسان خود سود و زيانى ندارند و ميان دو طبقهء مزبور طبقات گوناگون ديگرى است . و اين حكمت خداست در ميان آفريدگانش كه بدان معاششان منظم و مصالح زندگى آنان آماده مىشود و بقاى ايشان تأمين مىشود ، زيرا وجود نوع انسان بكمال نمىرسد جز در پرتو تعاون افراد به يكديگر تا ازين راه مصالح زندگانى خويش را تأمين كنند چه ثابت شده است كه وجود يك فرد خود به تنهائى ممكن نيست بمرحلهء كمال برسد و اگر بندرت بطريق فرضى چنين فردى ديده شود بقاى او به صحت نخواهد پيوست . و اين تعاون جز باكراه حاصل نمىشود زيرا بيشتر مردم بمصالح نوع آگاه نيستند و از اين رو كه خدا بمردم آزادى و اختيار ارزانى داشته