ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

773

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و افعال آنان از روى فكر و انديشه صادر مىشود نه به حكم طبع و از روى غريزه و بنابر اين گاهى از همكارى و ياريگرى بهم سر باز مىزنند و لازم مىآيد كه آنان را بدان وادار كنند و ناچار بايد كسى پديد آيد و آنان را باكراه بمصالحشان وادارد تا حكمت ايزدى در بقاى اين نوع جامهء عمل پوشد و اين معنى گفتار خداى تعالى است كه مىفرمايد : و بعضى از آنان را بالاى بعضى از مراتب بلند گردانيديم تا برخى از ايشان برخى ديگر را به كار بگيرند و رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه جمع ميكنند [ 1 ] . پس آشكار شد كه جاه عبارتست از قدرتى كه براى بشر حاصل مىشود و آن را دربارهء همنوعان زير دست خود از راه اجازه دادن و منع كردن و تسلط بر آنان بقهر و غلبه به كار ميبرد تا ايشان را از روى عدالت بوسيلهء احكام و قوانين شرايع يا سياست بدفع مضار و جلب منافع‌شان و همچنين ديگر مقاصدى كه دارد وادار كند ولى عنايت پروردگار بوسيلهء نخستين ( احكام شرايع ) بطور ذاتى و بوسيلهء دوم ( احكام سياست ) بطريق عرضى است ، مانند ديگر بديهائى كه در حكم ايزدى درآمده است زيرا گاهى نيكى فراوان جز بسبب بدى اندك بخاطر مواد به كمال نميرسد ، و بدين نيكى از دست نميرود بلكه بر آنچه مشتمل بر بدىاند كست فرو مىآيد . و معنى روى دادن ستم در ميان مردم همين است ، پس بايد اين نكته را دريافت . گذشته ازين هر يك از طبقات اجتماع خواه از مردم شهرها يا اقليم داراى قدرتى نسبت بطبقهء فروتر خود مىباشد و هر يك از افراد طبقات پائين از جاه و نفوذ طبقهء برتر از خود يارى مىجويد و وسيلهء معاش و كسب آن طبقه باندازه‌اى كه زير دستان خود را به كار واميدارد و از آنان استفاده مىكند افزايش مىيابد و با همهء اينها جاه در كليهء راههاى معاش مردم دخالت مىكند و بر حسب طبقه و وضعى كه خداوند آن طبقه در اجتماع دارد بست و گشاد مىيابد ، يعنى اگر جاه توسعه

--> [ 1 - ) ] وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ 43 : 32 . سورهء الزخرف ، آيهء 32 .