ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

771

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آنان روز بروز افزايش مىيابد و از اينجاست كه فرمانروائى ( امارت ) يكى از موجبات معاش بشمار ميرود ، چنان كه ياد كرديم . ولى كسى كه فاقد جاه و قدرت است هر چند توانگر هم باشد بطور كلى توانگرى او در حدود دارايى و مال و به نسبت كوشش و سعيش خواهد بود و بيشتر اين گونه كسان بازرگانان ميباشند و به همين سبب بازرگانانى كه خداوند جاه و قدرتند بدرجات از ديگر همصنفان خود توانگرترند . و از امورى كه مؤيد اين معنى است اينست كه مىبينيم بسيارى از فقيهان و دينداران و پارسايان هر گاه به نيكى و صلاح شهرت يابند و عامهء مردم بر حسب اعتقادى كه دارند در راه خدا به آنان يارى كنند و مردم صميمانه در امور دنيوى به آنان كمك رسانند و در راه مصالح زندگى ايشان بكوشند ، بسرعت توانگر ميشوند و در شمار ثروتمندان قرار ميگيرند بىآنكه خود از راه كار و كوشش مالى بدست آورند و تنها ارزش اعمال و دسترنج ديگران را كه از راه كمك عايد آنان شده است بدست ميآورند . و ما از اين گونه كسان گروه بسيارى را در شهرها و بلاد و در ميان باديه‌نشينان مىبينيم كه مردم در امور كشاورزى و بازرگانى آنان ميكوشند و حال آنكه در خانهء خود نشسته‌اند و از جاى خود تكان نميخورند و در نتيجهء كار مجانى ديگران ثروت آنان افزايش مييابد و درآمد بسيارى عايد آنان مىشود و بىسعى و تلاش از ثروت خويش بهره‌بردارى ميكنند . و كسانى كه از اين راز آگاه نيستند از كيفيت ثروت و موجبات توانگرى آنان در شگفت ميشوند ، و خدا به هر كه بخواهد روزى بىشمار مىبخشد . فصل ششم در اينكه خوشبختى و وسيلهء روزى غالبا براى كسانى حاصل مىشود كه فروتن و چاپلوس هستند و اين خوى از موجبات سعادت است در فصول پيش يادآور شديم كه كسب و بدست آورده‌اى كه بشر از