ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
767
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
چنان كه كس نتواند آن را از فزونى تعبير كند و از آنها مبلغى پول بنام خريدن داروها و بخورات براى گشودن طلسمها مطالبه مىكنند و آنها را به ظهور شواهد كه خود آنها را ساخته و پرداختهاند نويدها و وعدهها ميدهند و آن گروه از آنچه مىبينند سخت برانگيخته ميشوند در حالى كه گول خوردهاند و موضوع بر آنها مشتبه شده است چنان كه خود در نمىيابند و در ميان آن طراران درين باره اصطلاح خاصى متداولست كه مزورانه مردم را بدانها ميفريبند و هنگام محاوره با اشخاص براى نهان ساختن نيرنگهاى خود بدان اصطلاحات متوسل ميشوند و آنها را در عمليات خود از قبيل حفارى و بخور و ذبح حيوان و مانند اينها به كار مىبرند . ولى در حقيقت اين گونه سخنان هيچ اصلى در علم و تاريخ ندارد ، و بايد دانست كه هر چند گنجهائى بدست ميآيد ولى اين امر بندرت و بطريق اتفاق و تصادف روى ميدهد نه از راه قصد و اراده و اين موضوع نه در روزگارهاى گذشته و نه در عصر حاضر ، هيچيك از امور مورد حاجت عموم نبوده و نيست تا مردم اموال خود را در زير زمين اندوخته كنند و بر آنها با طلسم مهر بزنند . وركازى [ 1 ] كه در حديث آمده و فقها آن را فرض شمردهاند و عبارت از دفينههاى روزگار جاهليت ( پيش از اسلام ) است همواره بطور تصادف و اتفاق بدست ميآيد نه از راه قصد و جستجو كردن . و گذشته از اينها كسى كه ثروت خود را دفينه مىكند و با عمليات ساحرى بر آنها مهر مىزند بىگمان در نهان ساختن آنها مبالغه مىكند . وى چگونه بر آنها نشانهها و علاماتى نصب مىكند و آنها را در كتب مينويسد تا بر اندوختهء او مردم عصرهاى آينده و ساكنان شهرهاى گوناگون آگاه شوند ؟ چنين عملى مناقض نيت اختفا و پنهان كاريست . و نيز كردههاى خردمندان ناچار بايد براى منظور و هدفى
--> [ 1 - ) ] « ركاز » در شرع عبارت از ثروتى است كه در زير زمين اندوخته شده باشد خواه اندوزندهء آن آفريدگار يا مخلوق باشد . و در حديث آمده است كه : « بر ركاز خمس تعلق ميگيرد » ( اقرب الموارد ) .