ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
765
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ساحران فرعون گواه بر اينست كه آنان به اين امور اختصاص داشتهاند . و مردم مغرب قصيدهاى نقل ميكنند كه آن را به حكماى مشرق نسبت ميدهند و شاعر در آن كيفيت عمل خشكانيدن آب را بر حسب عقيدهء خود در آن باره بوسيلهء فن جادوگرى شرح داده است ، بدينسان : « اى جويندهء راز خشكانيدن آب ، سخن راست را از كسى كه بدان آگاه است بشنو ، گفتارهاى بهتان و الفاظ فريب آميزى را كه ديگران در كتب خود تصنيف كردهاند فرو گذار ، و اگر از كسانى هستى كه به ياوه و دروغ عقيده ندارى گفتار راست و پند مرا بشنو ، پس هر گاه بخواهى آب چاهى را بخشكانى كه فهم و خرد همه در چارهجوئى آن سرگردان شده است . صورتى به شكل خود ( يعنى انسان ) كه سرپا نگاه داشتهاى ترسيم كن و سر آن تصوير باندازهء [ 1 ] سر بچهء شير باشد ، و دو دست او ريسمان دلو را كه از عمق چاه بر مىآيد گرفته باشند ، و بر روى سينهء او حرف « هاء » چنان كه ديدى كه عدد طلاق است ولى از تكرار آن بپرهيز ، و بر حرف « طاء » گام مينهد ، چنان كه آنها را لمس نميكند و مانند خردمند هوشيار دانشمندى راه ميرود ، و در گرداگرد شكل ( طلسم ) خطى كشيده است كه مربع بودن بهتر از دايره وار بودن آنست ،
--> [ 1 - ) ] در بسيارى از نسخ خطى كه در دسترس دسلان بوده و چاپهاى مصر و بيروت و ترجمهء تركى بجاى « تقدير » « تقوير » است كه بمعنى مدور كردن و گرد بريدن مىباشد يعنى سر آن مانند سر بچه شير گرد باشد .