ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
764
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
تا بتوانند مخارج هنگفتى را كه در نتيجهء عادات تجملى دامنگير آنان شده است فراهم آورند . اينست كه در جستجوى اين گونه اعمال آزمندانه ميكوشند و نهايت سعى و تلاش خود را درين راه به كار مىبرند و بدين سبب مىبينيم بيشتر كسانى كه در اين راه با سماجت و آز فراوان ميكوشند دوستداران تجمل از وابستگان دولتها و ساكنان شهرهايى هستند كه داراى وسائل تجملى گوناگون و انواع موجبات رفاه و تفنن است مانند مصر و شهرهاى نظير آن . ازينرو مىبينيم بسيارى از مردم مصر با شيفتگى فراوان در جستجوى گنجينهها هستند و دربارهء نوادر و عجايب آنها از هر مسافرى سؤال ميكنند همچنانكه به كيميا آزمندند . همچنين مىشنويم كه مردم مصر بهر يك از طلبهء اهل مغرب برميخورند با آنها درين باره گفتگو ميكنند تا شايد بوسيلهء آنان بر دفينه يا گنجى آگاه شوند ، و علاوه بر طلبيدن گنج در جستجوى خشكانيدن آبها [ 1 ] نيز ميباشند چه معتقدند كه غالب اين گونه اموال دفينه بطور عموم در مجارى رود نيل است و آن رود در اين آفاق بيش از هر جاى ديگر دفينه يا گنجينه در خود نهان دارد و صاحبان آن دفاتر ساختگى و تزوير آميز با نيرنگ و دستان بهانه ميآوردند كه رسيدن به آن گنجها و دفينهها با جريان نيل دشوار و امكان ناپذير است ، چه گنجهاى مزبور در زيرزمينهائى است كه رود نيل آنها را فرا گرفته است و براى اينكه با اين دروغها معاش خود را بدست آورند شنوندگان خود را براى رسيدن بمطلوب با سخنان دروغ بخشكانيدن آب از راه اعمال افسونگرانه و جادو نويد ميدادند و بطمع ميانداختند ، بويژه كه مصريان از پيشينيان خود شيفتگى بسحر و جادو را به ارث بردهاند چه آثار علوم ساحرى ايشان هنوز هم در آن سرزمين در قسمت برابى [ 2 ] و جز آن باقى است و داستان
--> [ 1 - ) ] ترجمهء « تغوير » در زمين فرو شدن آب است و در اينجا منظور اينست كه با افسون و سحر آب رود را بخشكانند تا بتوانند آن گنجينهها را بيابند . [ 2 - ) ] « برابى » جمع « بربى » بمعنى بقاياى معابد و ديگر بناهاى بزرگ و يادگارهائى است كه مصريان قديم ساختهاند . ( مقدمهء ابن خلدون 98 )