مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

650

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

به دو بگو كه در كار خويش ثابت قدم بماند و بار ديگر كه نزد او آمد تو در برابر او چهرهء خويش را بگشاى ، اگر شيطان باشد مىماند ، اگر فرشته باشد در آن هنگام او را نمىبينى . خديجه نزد رسول خدا ( ص ) برگشت و گفت : هر گاه آن يار تو [ جبريل ] نزد تو آمد مرا آواز ده . در همان لحظه كه خديجه نزد حضرت بود جبرئيل آمد . پيغمبر گفت : اينك اوست كه مرا گرفته . خديجه گفت : برخيز و بر رانهاى من بنشين . و خود چهره‌اش را گشود و گفت : آيا او را هنوز هم مىبينى ؟ گفت : نه . گفت : مژده باد تو را به خدا كه اين فرشته‌اى بود و شيطان نبود و اگر شيطان بود شرم نمىكرد . آنگاه خديجه ايمان آورد و او را تصديق كرد . بسيارى از مردم مىگويند نخستين كسى كه به پيغمبر ايمان آورد خديجه بود و ما از ابى رافع روايت شده‌ايم كه گفت : پيغمبر صبح روز دوشنبه نماز گزارد . و در آخر آن روز خديجه نماز گزارد . گويند در اين باره است كه نازل شده : « سوگند به قلم و آنچه بدان نويسند كه تو نيستى به نعمت پروردگارت مجنون » ( 68 : 2 و 1 ) . ورقة بن نوفل ، بنابر آنچه ابن اسحق از وى روايت كرده ، گفته است : دشمنى و انكار ورزيدم و من خود مردى چنين بودم / به خاطر اندوهى كه چه روزها مايهء گريه و زارى بود / و آن وصفى كه از خديجه شنيدم ، و از پس آن توصيف / چه مايه انتظار من به درازا كشيد ، اى خديجه ! / از آنچه مرا آگاه كردى از سخن قسيسى / از راهبان كه خوش ندارم ناراست باشد / كه محمد به زودى سرورى خواهد يافت / و به دشمنى برخواهد خاست آنچه را كه براى آن حج مىگزارند . / اى كاش ، آنگاه كه چنين باشد ، من / شاهد و بينندهء آن باشم و نخستين كس باشم كه بدان درآيد / در آمدن بدانچه قريش آن را ناخوش مىدارند / هر چند در مكه فرياد و شيون برآيد / اگر بمانم و بمانيد ، كارها خواهد بود / كه ناباوران را شيون و فرياد از آن برخواهد خاست / و اگر هلاك شدم هر جوانمردى / از سرنوشت حادثه‌اى بزرگ خواهد ديد . زهرى مىگويد كه ورقة بن نوفل پيش از وحى ، و قبل از اينكه پيغمبر رسالت خويش را اظهار كند ، مرده است و خداى داناتر است . درهم پاشيدن ستاره‌ها در بعضى كتابهاى تاريخ ديدم كه ميان مبعث حضرت و هنگامى كه قريش ديدند كه ستارگان در آسمان پاشيده شدند ، بيست روز فاصله بود و خداوند فرموده است : « ما