مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
649
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
نمىداشت . بعد فرشته بر او نازل شد . گويند در ماه رمضان قريش رفتن به حراء را نيك مىشمردند و رسول خدا نيز چنين مىكرد ، چرا كه كارى نيك بود . در همان هنگام كه در حراء معتكف بود و خرما و شير به مردم مىخورانيد و مىنوشانيد ، ناگهان در شب شنبه و نيز شب يكشنبه جبرئيل بر او ظاهر شد و سپس در شب دوشنبه به رسالت بر او نازل شد ، هفده شب گذشته از ماه رمضان به گفتهء خداوند : « ماه رمضان ماهى كه قرآن در آن فرود آمد » ( 2 : 185 ) برابر بيست و پنجم آبان ماه و نهم شباط در سال بيستم از پادشاهى ابرويز . و اهل اخبار بر اينند كه نخستين قسمتى از قرآن كه فرود آمد پنج آيه از سورهء « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » 96 : 1 تا « علّم الانسان ما لم يعلم » ( 96 : 5 - 1 ) است و بعضى روايت كردهاند كه حضرت گفت : مردى آمد و سبد مانندى [ 1 ] از ديباج به دست داشت و من خفته بودم ، بانگ پايش مرا از خواب بيدار كرد و گفت : « بخوان ! » و اين كار را يك يا دو بار تكرار كرد و سپس گفت : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ من عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » 96 : 1 - 5 . گفت : مژده باد تو را كه من جبرئيلم و تو پيامبر اين امتى . و دو ركعت با او نماز گزارد . در روايت عبيد بن عمير الليثى آمده كه جبرئيل نزد او آمد و او خفته بود و روايت نكرده كه او را با پايش بيدار كرده باشد . حضرت گفت : پس به نزد خديجه رفتم و از آنچه ديده بودم هراسان بودم . گويى نوشتهاى در دل من نگاشته شده بود و گفتم : « مىترسم كه من شاعر يا ديوانه باشم . » خديجه گفت : « اى پسر برادر من [ 2 ] ماجرا چيست ؟ » و من سرگذشت را براى او بازگو كردم . گفت : « مژده باد تو را كه تو اطعام خواهى كرد ، و صلهء ارحام به جا خواهى آورد و راستگو خواهى بود و امانت را ادا خواهى كرد و خدا در حق تو جز نيكى نخواهد كرد . » سپس جامههاى خويش را به تن كرد و نزد پسر عمويش ورقة بن نوفل بن اسد بن عبد العزى بن قصى - كه نصرانى بود و كتابها خوانده بود - رفت و ماجرا را بازگو كرد و هنگامى كه نام جبرئيل را برد آن مرد گفت : قدوس ! قدوس ! تو را چه مىشود كه نام روح امين را در اين وادى - كه همه مردمانش پرستندگان بتهايند - مىبرى ؟ اگر راست بگويى ، اين ناموس اكبر است كه بر او نازل شده ، همان كه بر موسى بن عمران نازل مىشد .
--> [ 1 ] در متن : سمط [ رشته ] ، ولى در الروض الانف ( ص 154 ) و سيرهء ابن هشام ( ج 1 ، ص 252 ) نمط كه سبد مانندى است . [ 2 ] در ابن هشام ( ج 1 ، ص 254 ) خطاب خديجه به حضرت « پسر عم » است ولى در متن « پسر برادر » .