مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
635
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در يادكرد ربيعه اما ربيعة بن نزار بن معد ، از وى زاده شد : اسد بن ربيعه و اكلب بن ربيعه و ضبيعة بن ربيعه و اينان قبيلهاى هستند و بطونى بسيار از ايشاناند : جديله و دعمى و شن و لكيز و نكره و اينان اهل بحريناند . و از ايشاناند : غدق و هنب بن افصى و اراقم و فدوكس رهط اخطل شاعر و بكر بن وائل و عجل و حنيفه و سدوس و قبايل بسيار و بطونى مشهور ، كه در كتابها ياد كرده شده است . و از قبايل مضر است بنو الاخيل - رهط ليلى اخيليه و مجنون شاعر - و عامر - رهط لبيد بن ربيعهء عامرى - و از ايشاناند قرطاء : قرط و قريط و مقرطه و هيچ كس جز نسب شناسان نمىتواند قبايل ايشان را بر شمارد و به همين اندازه كه ما ياد كرديم بسندگى و كفايت است ، چرا كه دانش نسب شناسى از هنرهاى اعراب است و عرب همگى از قحطاناند و عدنان . اما قحطان نياى يمن است و كسانى كه در شمار ايشان ياد كرديم و عدنان پدر ساير عرب است و ايشان به دو فرزند نزار - يعنى مضر و ربيعه - باز مىگردند و ما بعضى از ايشان را ياد كرديم و ثقيف بن مضر دو فرقهاند : بنو مالك و احلاف . در يادكرد سالاران مكه در خبر آمده است كه ابراهيم هنگامى كه اسماعيل و مادرش را به مكه برد ، جرهم و قطورا - كه پسر عموى يك ديگر بودند - به مكه آمدند و آنجا را شهرى با آب و درخت يافتند و در آنجا فرود آمدند و اسماعيل با جرهم ازدواج كرد و هنگامى كه درگذشت پس از وى نبت بن اسماعيل ، كه بزرگترين فرزندش بود ، متولى خانه شد و پس از وى مضاض بن عمرو جرهمى ، دايى فرزندان اسماعيل ، متولى بود ، تا هنگامى كه خدا خواست . آنگاه ميان جرهم و قطورا ، بر سر ملك نزاع شد . جرهم به سركردگى مضاض بن عمرو ، در قعيقعان - كه بالاى مكه است - خروج كردند و قطورا به سركردگى سميدع ، از اجياد - كه پايين مكه بود - خارج شدند و در فاضح با يك ديگر برخورد كردند ، در آنجا كشتارى سخت كردند و سميدع كشته شد و آن جايگاه به نام فاضح خوانده شد ، چرا كه قطورا رسوا شدند . و اينجا را اجياد خواندهاند ، زيرا با ايشان اسبان نيكى بود و قعيقعان را بدين نام خواندهاند به مناسبت چكاچاك نبرد افزارهاى ايشان ( قعقع سلاح ) .