مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
626
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
قصى بن كلاب دختر حليل بن حبش خزاعى را به همسرى گرفت و از وى چهار نفر زاده شدند : عبد مناف ، عبد الدار ، عبد العزى و عبد . اما عبد همه از ميان رفتند و عبد الدار همگى در جنگ احد كشته شدند مگر عثمان بن طلحه كه اسلام آورد و پيغمبر در روز فتح مكه كليد را به او سپرد و سپس به شيبه سپرد كه تا امروز همچنان در دست فرزندان اوست . اما عبد العزى باقى ماندند و خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى است . و اما عبد مناف ، از وى ده نفر زادهشدند كه ايشان بودند : هاشم ، حارث ، عباد ، مخرمه ، عبد شمس ، و مطلب و نوفل - و نام عبد مناف مغيره بود . و او را « غمر » مىخواندند به علت بخشندگى و فضل او . و پس از قصى شكوه خاندان در او بود . عبد شمس بن عبد مناف فرزندانى داشت كه همگى به نام « عبلات » خوانده مىشوند . چرا كه نام مادرشان عبله بود . عبد شمس را ، اميهء اصغر خواندهاند ، چرا كه عبد مناف پسر ديگرى داشت كه به نام « اميهء اكبر » خوانده مىشد و فرزندان ديگرى داشت به نام عبد العزى و ربيع كه جرو البطحاء خوانده شده است . و از ربيع ابو العيص بن ربيع ، شوهر دختر پيغمبر - خواهرزادهء خديجه - زاده شد . از اميهء اكبر حرب زاده شد و ابو حرب و سفيان و عمرو و ابو عمرو كه همگان را عنابس مىخوانند و به شير مانند شدهاند و عاص و ابو العاص و ابو العيص كه اعياص خوانده مىشوند . از حرب بن اميه ابو سفيان بن حرب زاده شد و از ابو العاص ، پدر عثمان بن عفان زاده شد . اما ابو العيص ، گويند از وى اسيد - پدر عتاب بن اسيد امير مكّه - زاده شد . هاشم بن عبد مناف نامش عمرو است و از اين روى هاشم ( كسى كه نان را با خورش آميخت و ريزه كرد ) خوانده شد كه نان را خرد كرد و با خورش آميخت . گويند نان در ميان دو كوچ ايشان ، كوچ تابستانى به يمن و كوچ زمستانى به شام ، افزون شد و در اين باره شاعر گفته : عمرو ، آن كس كه خورش براى قوم خود فراهم كرد / به روزگارى كه مردان مكه در خشكسالى و گرسنگى بودند [ 1 ] . و پس از عبد مناف شكوه خاندان به وى منتقل گرديد . هاشم فرزندانى داشت كه از ايشان هيچ يك باقى نماند مگر اسيد بن هاشم و عبد المطلب بن هاشم ، و هاشم خود در غزة ، از سرزمين شام ، مرد و مرگ او در سفرى
--> [ 1 ] براى تمام بيت و ضبط روايات آن رجوع شود به ابن هشام ، ج 1 ، ص 144