مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

954

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كشته شدنش هفتاد روز بود . مرگ ابو داود خالد بن ابراهيم ابو داود آهنگ رفتن به ما وراء النهر داشت و سپاهيان را به مرو برد . در همان هنگام كه وى در قصرى در كشمهن فرود آمده بود تا بياسايد ، ناگهان شبانه در سپاه شورش روى داد و او شبانه از بالاى قصر به نگريستن ايشان شتافت و بر آجرى تكيه داده بود و آن آجر لغزيد و ابو داود سقوط كرد و گردنش شكست . منصور پسرش مهدى را به جاى او ولايت بخشيد و فرمان داد تا در رى فرود آيد . و عبد الجبار بن عبد الرحمن حارثى را كاردار خراسان كند . شورش رونديان در شهر هاشميه ، مردمى از خراسان ، خروج كردند و سخنى بزرگ مىگفتند كه ابو جعفر خداى ماست كه ما را زندگى مىبخشد و مىميراند و روزى مىدهد و معتقد به تناسخ ارواح بودند . مىگفتند روح آدم در عثمان بن نهيك راه يافته و مىگفتند ابو الهيثم بن معاويه جبريل است . اينان در پيرامون قصر ابو جعفر طواف مىكردند و مىگفتند اين قصر پروردگار ماست . ابو جعفر اين كار را سخت ناخوش داشت و ايشان با شمشير بر مردم شوريده بودند . ابو جعفر با موالى خويش بيرون آمد و از ايشان كشتارى سخت كرد و در آن روز معن بن زائده در پيشگاه او آزمونى نيك يافت . شورش محمد و ابراهيم از فرزندان حسن بن على بر ابو جعفر گويند ابو العباس نسبت به عبد الله بن حسن با نيكى رفتار مىكرد و يك روز كه سبدى گوهر بيرون آورد و آن را بخش كرد . عبد الله چنين سرود : آيا نديدى حو شب را كه قصر مىساخت و سود آن / از آن بنى نفيله گرديد . / آرزو مىكرد كه عمر نوح يابد / اما فرمان خداوند ، هر شب فرود مىآيد . از اين سخن او ، ابو العباس در خشم شد . و او را به مدينه تبعيد كرد و هنگامى كه ابو جعفر به خلافت رسيد در پى دو فرزندش محمد و ابراهيم فرستاد و آن دو از جويندگان متوارى