مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
939
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
اشارت كرد . » محمد بن حنفيّه ، على بن عبد الله بن عباس را خبر داده بود كه خلافت به فرزندان او خواهد رسيد . و به دو گفته بود : « همين كه سال صد گذشت ، دعوتگران خويش را به هر سوى روانه كن و بدان كه خلافت از ميان فرزندان تو ، به فرزندان حارثيه خواهد رسيد . » پس امام محمد بن على ، در سال صدم به دعوت پرداخت و نخستين كسانى كه دعوت او را پذيرفتند چهار تن از مردم كوفه بودند : منذر همدانى ، ابو رياح نبّال ( تيرگر ) و ابو عمر بزاز و مصقلهء طحّان ( آسيابان ) و كارشان اين بود كه مردم را به امامت او فرا خوانند . چند تن دعوت ايشان را پذيرفتند : بكر بن ماهان مروزى و ابو سلمهء خلال و جز ايشان . و از او خواستند كه دستورى دهد تا دعوت را گسترش دهند . امام محمد گفت : كوفه همه شيعهء علىاند و بصره شيعهء عثمان و شام جز خاندان ابو سفيان كسى را نمىشناسند . مكه و مدينه نيز ابو بكر و عثمان بر ايشان غلبه دارند . بر شما باد خراسان ، چرا كه من به برآمدنگاه خورشيد فال نيك مىزنم ، آنجا كه چراغ جهان و مصباح آفرينش است . و اين در سال صدم هجرت بود ، در ولايت عمر بن عبد العزيز ، و در سال صد و يك ابو رياح نبّال دعات خويش را به خراسان فرستاد تا به امامت بنى هاشم و ولايت اهل بيت دعوت كنند . و ايشان نهانى دعوت مىكردند و مردم بسيارى دعوت ايشان را پذيرفتند . چون صد و چهار شد ، ابو عكرمه با گروهى از يارانش از خراسان نزد محمد بن على امام آمدند و كار را براى او آماده كرده بودند . و در اين سال ابو العباس زاده شد و محمد او را در خرقهاى پيش ايشان فرستاد و گفت : كار بر دست او سامان مىپذيرد و بر او راست مىشود تا خونها را از دشمنتان بازستانيد . ابو هاشم ، بكر بن ماهان مروزى [ و ] ابو محمد صادق را با گروهى از شيعه - به روزگار خلافت هشام بن عبد الملك - به عنوان دعوتگران به خراسان فرستاده بود و ايشان در مرو الروذ فرود آمدند . مردم بسيارى دعوت ايشان را پذيرفتند و ايشان دوازده نقيب بر آنان تعيين كردند ، از جمله سليمان بن كثير خزاعى و قحطبة بن شبيب طائى و لاهز بن قريظ تميمى . شخصى نزد اسد بن عبد الله قسرى ، برادر خالد بن عبد الله كه در خراسان جانشين هشام بن عبد الملك بود ، از ايشان سخنچينى كرد . ايشان را گرفتند . دستها و پاهاشان را بريدند و به دارشان آويختند . نشانههاى اين دسته تا سال صد و هفده از ميان رفت . سپس دگرگون شدند و دعوت را آشكار كردند . اسد بن عبد الله لاهز بن قريظ را