مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

909

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

به دو آموختى و عمرو را زنده در گودالى افكندند و به خاك سپردند و دربارهء او گفته شده است : يزيد خلافت را از پدرش گرفت / و تو اى معاويه ! از يزيد بگير . و ديگرى گفته است : مىبينم كه ديگهاى آشوب در جوش است / و فرمانروايى ، پس از ابو ليلى ، براى كسى است كه بر كارها چيره شود [ 1 ] . در ياد كرد آشوب ابن زبير او به روزگار يزيد بن معاويه ، مردمان را به امارت و شورى فرا مىخواند . چون يزيد درگذشت ، مردمان را به بيعت خويش فرا خواند و مدعى خلافت شد . بر حجاز و عراق و خراسان و يمن و مصر و شام ، جز اردن ، دست يافت . اهل اردن مىخواستند كه كار خلافت از آن خالد بن يزيد بن معاويه باشد و بر منبرها براى او دعا مىكردند و براى او به خلافت بيعت كردند . چون ابن زبير نام خليفه بر خويش نهاد ، مختار بن ابى عبيد از كارگزارى او كناره گرفت و به كوفه رفت و شيعيان را فرا خواند و گفت من پيغامگزار ابو القاسم محمد بن على بن ابى طالبم و براى او از مردم بيعت گرفت تا به خونخواهى حسين برخيزند . ضحاك بن قيس فهرى خارجى بيرون آمد و از مردم دلجويى كرد و با ايشان نماز گزارد ، به انتظار اينكه خلافت استقرار يابد . در اردن با مروان بن حكم بيعت كردند و پس از او با خالد بن يزيد بن معاويه . مردم بصره با عبيد الله بن زياد همراى شدند و او به روزگار معاويه و يزيد والى بصره بود . مردم او را به امارت پذيرفتند و از او خواستند تا خوارج را آزادى بخشد و او ايشان را رها كرد ، از جمله نافع بن ازرق ، عبيد الله بن ماحوز و قطرى بن فجاءة مازنى . و ايشان به سركشى و تباهكارى پرداختند و عبيد الله بن زياد بر جان خويش از ايشان هراسيد و به شام گريخت

--> [ 1 ] ابو ليلى ، كنيهء معاوية بن يزيد است . بعضى كنيهء او را ابو يزيد نوشته‌اند . رك : تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 210 و در مورد اين شعر بعضى گفته‌اند شعرى قديمى است كه به مناسبت دربارهء او تمثل جسته‌اند . رجوع شود به التنبيه و الاشراف ، مسعودى ، ص 265 .