مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
908
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مىجست : اى كاش يك ساعت هم در ميان مردم به سر نبرده بودم ! / و اى كاش از لذتهاى زندگانى فاخر برخوردار نبودم ! / و چونان كسى بودم كه به دو خرما و توشهاى اندك مىزيد / تا آنگاه كه در گرو گورستانها قرار مىگيرد [ 1 ] . و شاعر [ 2 ] دربارهء او گفته است : اى گور كه در حوارين هستى ! / بدترين همهء مردمان را در خويش نهفته دارى . ولايت معاوية بن يزيد بن معاوية و چون يزيد مرد ، كار به دست فرزندش معاوية بن يزيد افتاد . او قدرى مذهب بود ، چرا كه او عمرو مقصوص را براى آموزگارى خويش برگزيده بود و او اين عقيده را به وى آموخته بود و بدان گراييده بود و آن را درست مىپنداشت . و چون مردم با او بيعت كردند به مقصوص گفت : « چه مىبينى ؟ » گفت : « يا بايد به اعتدال و دادگسترى بپردازى يا اينكه كنارهگيرى كنى . » سپس معاويه خطبهاى خواند و گفت : « ما گرفتار شمايان شديم و شما گرفتار ما . نياى من معاويه در امر خلافت با كسى كه از او شايستهتر بود به نزاع پرداخت و چندان كه مىدانيد از آن بهره گرفت و رفت و گروگان كارهاى خويش ماند . سپس پدرم اين كار را به دست گرفت و او شايستهء اين كار نبود و فرو افتاد و لغزشهاى آن را نيك شمرد و من دوست ندارم كه خدا را با گناههاى [ خلافت ] شمايان ديدار كنم . شما دانيد و كارتان . اينك اين شما و اين كار خلافت . به خدا سوگند كه اگر كار خلافت غنيمت و بهرهاى بود ما بدان رسيديم و بهرهمند شديم ، و اگر شرّ و بدى بود آل ابو سفيان را همين اندازه كه بدان رسيدهاند بس است . » سپس فرود آمد و در را به روى خويش بست و به عبادت پرداخت تا آنكه به طاعون در سال [ شصت و چهار ] در بيست و دو سالگى درگذشت و روزگار ولايت او بيست روز بود و بعضى گفتهاند چهل روز يا سه ماه . بنى اميه بر عمرو مقصوص تاخت آوردند و گفتند تو او را فاسد كردى و اينها را
--> [ 1 ] رجوع شود به مروج الذهب ، ج 3 ، ص 58 . [ 2 ] مسعودى به عنوان مردى از عنتره نقل كرده . رك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 63 .