مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
890
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
را ( محاسن على را ) از اين ( از خون او ) خضاب كند . » روايت كردهاند كه عمرو بن عبد ود همان جا را در جنگ خيبر ضربت زده بود . ضربت كشنده نبود ولى زهر در آن اثر كرد و مردم با هيجان به سوى او آمدند و او را گرفتند . على گفت : « او را مكشيد . اگر زنده ماندم كه دربارهء او تصميمى خواهم گرفت و اگر مردم ، شما دانيد و او . » سه روز زنده ماند و سپس درگذشت . روز جمعه هفدهم ماه رمضان و اين همان روزى بود كه به پيامبر در آن وحى شده بود . و همان روزى بود كه بدر را فتح كردند . ابن ملجم - كه نفرين خداوند بر او باد ! - كشته شد و على را به خاك سپردند . در خاكجاى او اختلاف است . بعضى گويند وى را در غرىّ به خاك سپردند . بعضى گويند در كوفه . و جاى آن آشكارا نيست . بعضى گفتهاند كه او را در تابوتى نهادند و بر شترى گذاشتند تا به مدينه ببرند ، قبيلهء طى آن را ديدند و پنداشتند كه مالى است و چون ديدند كه مردهاى در آن است ، نزد خود آن را به خاك سپردند و خداى داناتر است . از جمله مرثيههايى كه براى على سرودهاند سخن امّ الهيثم دختر ابو الاسود دئلى است : معاوية بن حرب را آگاهى ده و بگو / روشن مباد چشم دشمنان از اندوه ما / آيا در ماه حرام ، ما را بدين فاجعه افكنديد / در مورد بهترين همه مردم / ما سوگوار كسى شديم كه بهترين كسانى است كه بر مركبى نشسته / و بهترين كسان كه اسبان را رام كرده و در سفينه نشسته . و دربارهء ابن ملجم و داستان او گفتهاند : هيچ كابين همچون كابين قطام / كه آشكارا بود و ابهامى نداشت نديدم / سه هزار و يك برده و يك كنيزك / و كشتن على با شمشير زهر آلود / هيچ كابين گرانتر از على نبود ، هر چند بسيار باشد / و هيچ گناهى نيست مگر اينكه از گناه ابن ملجم كمتر است . و عمران بن حطان [ 1 ] دربارهء ابن ملجم - كه نفرين خدا بر هر دوان باد ! - سروده است : چه نيك ضربتى بود از دست آن پرهيزگار / خواهشى نداشت مگر خشنودى خداوند عرش / من هر گاه او را به ياد مىآورم مىبينم كه در روز رستاخيز / از همه مردمان ، در برابر ميزان ، بهتر است . گويند على تا هنگامى كه درگذشت دربارهء معاويه دعاى نيك مىكرد و معاويه او و
--> [ 1 ] رجوع شود به الفرق بين الفرق بغدادى ، ص 55 و شعرى كه عبد القاهر ، مؤلف كتاب در پاسخ اين شعر سروده است .