مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

852

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

خواهد بود و ما بدان در نخواهيم آمد ، مگر با اجازت تو و اگر سرباز زدى بايد جزيه بپردازى . اگر نه با تو پيكار خواهيم كرد تا خداوند ميان ما داورى كند . » رستم گفت : « هرگز تصور نمىكردم كه من زنده بمانم و روزى چنين سخنانى بشنوم و من فردا را شام نخواهم كرد تا از شمايان فارغ شوم . » سپس فرمان داد تا روى رودخانهء عتيق را پوشاندند [ 1 ] و دره را پر از خاك و نى كردند تا به صورت راه گسترده‌اى درآمد . سپس با شصت هزار سپاهى بر ايشان حمله كرد سپاهيانى كه همگان زره پوشيده و سراپا اسلحه بودند و نبرد افزارهاى بسيار داشتند . آراسته به زر با جامه‌هاى حرير و قباها و ديباج و بيشتر سپرهاى مسلمين از جل ستوران بود كه ابريشم در عرض آن به كار رفته بود و بر سرهاشان ريسمان چرمى پيچيده بودند . ايرانيان ( فارس ) فيل به ميدان آوردند . و حسك ( خار سه پهلو ) در راه گستردند . در آن روز سعد ، خالد بن عرفطه را بر كار كرد چرا كه خود زخم برداشته بود . چهار روز جنگ در ميان ايشان برقرار بود . دو هزار و پانصد تن از مسلمانان را كشتند . چون روز چهارم شد هلال بن علفة تميمى بر رستم حمله برد و او شكست خورد و به هزيمت رفت . ايرانيان پشت كردند و مسلمانان در پى ايشان به كشتار پرداختند . اين كشتار چندان بود كه مردم مدت سه ساعت از خوردن آب در قادسيه امتناع كردند ، چرا كه آب پر از خون بود . زهرة بن حاويه ، جالينوس سپهسالار ( صاحب جيش ) ايران را كشت و كمربند او را به سى هزار فروخت . در مورد كسى كه رستم را كشته اختلاف است . بعضى گفته‌اند هلال بن علفه او را كشته و بعضى گفته‌اند عمرو بن معدى كرب ، و چنين بود كه رستم بر فيل نشسته بود . عمرو آن فيل را پى كرد و رستم از روى فيل سقوط كرد . از زير او كيسه‌اى افتاد كه در آن چهل هزار دينار بود . بعضى گفته‌اند كه وى در عتيق غرق شد . مال بسيارى به اندازهء حصارها و تلها گرد آمد . مردى از بنى نخع را رايت ايرانيان كه درفش كاويانى بود به دست افتاد كه بر آن مرواريد و ياقوت بسته بودند . دو هزار هزار درهم قيمت شد و همين درفشى است كه بحترى در قصيده خويش ياد كرده [ 2 ] :

--> [ 1 ] عبارت چنين است : « فامر بالعتيق فسكر و طم الوادى بالتراب . » هوار چنين ترجمه كرده : « فرمان داد شراب كهنه بياورند و مست كرد » ولى مسلم ترجمهء او اشتباه است . « عتيق » منظور رودخانهء عتيق است . و « سكر » به معنى سد كردن و بستن و پوشاندن رودخانه است . طبرى ، ج 3 ، ص 68 و بعد ديده شود . [ 2 ] براى تمام قصيدهء بحترى رجوع شود به ديوان البحترى چاپ قسطنطنيه 1300 قمرى ، ص 108 .