مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
829
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
است ثمامه بن اشرس و دو جعفر ( الجعفران [ 1 ] ) . ابن راوندى در كتاب فضايح المعتزله معتقد است كه يكى از معتزله به نام جعفر عتبى « خضخضه » را حلال مىداند و يكى از ايشان كه عفار [ 2 ] نام دارد ، پيه خوك و تفخيذ كودكان را حلال مىداند . شنيدم كه ابو عثمان جاحظ مىگفته است : « كلام از آن معتزله است و فقه از آن ابو حنيفه و بهت از آن رافضه و آنچه باقى بماند از آن عصبيّه است . » و اين شعر را از سرودههاى ابو محمد بن يوسف سورى شنيدهام : هيچ ملتى از ملل روى زمين نيست / مگر آنكه در برابر پرسش معتزله هراسان مىشود / معتزله ، قومى كه چون با دانش خويش حمله برند / حملهشان چون حملهء باز بر تذرو و كبك است / خداشان پاداش نيك دهاد كه چه مايه دانش و دريافت دارند ، / و چه مايه در كار جدل خوش سخن و لطيف گفتارند . در ياد كرد فرقههاى مرجئه [ 3 ] از ايشاناند : رقاشيّه ، زياديّه ، كراميّه ، معاذيّه . و بنياد مذهب ايشان اين است : از اظهار نظر قطعى و يقينى در مورد عذاب يا بخشايش اهل كبائر ، هنگامى كه بىتوبه بميرند ، خوددارى مىكنند و كار ايشان را به خداى عز و جل واگذارى مىكنند ( ارجاء ) و از اين روى ايشان را مرجئه خواندهاند . دستهاى از ايشان قايل به « تحرير خصوص » اند ، يعنى هر آيهاى كه در وعيد اهل نماز نازل شد ، جايز است كه فقط در مورد كسانى كه آن [ گناه مورد ارتكاب ] را حلال مىدانند باشد و بس . دستهاى از ايشان قايل به « استثنا » هستند ، يعنى وعيد الاهى مقرون به استثنا باشد و آن استثنا را حق ظاهر نكرده باشد مثل اين است كه گفته : « و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد ، پاداش او جهنم است جاودانه در آن » ( 4 : 93 ) ، اگر مكافات ورزد و توبه نكند .
--> [ 1 ] منظور جعفر بن حرب و جعفر بن مبشر است . ر ك : مقالات الاسلاميين ، فهرست ريتر ، و ملل و نحل شهرستانى ، ج 1 ، ص 86 . [ 2 ] هوار در مورد اين كلمه مردد است : عقار يا غفار حدس زده و صحيح آن ابو غفار است كه عين اين عقيدهء او را ابن حزم در شنع معتزله نقل كرده . رجوع شود به الفصل ، ج 4 ، ص 155 . [ 3 ] رجوع شود به : التنبيه و الرد على اهل الاهواء و البدع ، ابو الحسن محمد بن احمد ملطى شافعى ، چاپ قاهره 1949 ، ص 47 به بعد .