مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
751
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در يادكرد شرايع او بدان كه بنياد شريعت اسلام گرفته شده از قرآن و سنت است و اين چيزى است مشهور كه در آن قرآن و سنت از بررسى و شمارش و تكرار سخنها ما را بىنياز مىكند ، چرا كه فقيهان دين ، خود به تدوين آن پرداختهاند و در تأويل آن كوشيدهاند و هر دستهاى از مذهب خويش ، دفاع كردهاند و دلايل صحت گفتار خويش را آوردهاند . جز اينكه ما ، در اين گونه كتاب از آوردن مطالبى كه مناسب آن باشد كوتاهى نخواهيم كرد تا ياد كردن شرايع اهل اديان ديگر و سكوت از شريعت ما ، حمل بر ناتوانى نگردد و اين آيين در ميان شرايع از همه برتر است و از همه كاملتر و از همه بلندتر و مردمان را از نظر مقيّد بودن به بقاى حرث و نسل و جستجوى نزديكى به خدا ، در آنچه فرض كرده و واجب داشته و به اجراى آن فرمان داده است از همه سودبخشتر است . سپس اعتراضى است بر اين گروه پست و اندك كه باطنيان نام دارند و بر شرايع طعن مىزنند و از آن بدگويى مىكنند و كينه و حسد خويش را بر اسلام و اهل آن نهان مىدارند و مىكوشند تا آن را از نابود كردن ستم و امر به معروف تأويل كنند از رهگذر چيزهايى كه هيچ پيوستگى با آن ندارد و به هيچ وجهى و هيچ سببى با آن مرتبط نيست . [ دربارهء اينكه پيامبر پيش از فرود آمدن وحى ، پروردگارش را پرستش مىكرد ] پيامبر ، پيش از فرود آمدن وحى در حرا به پرستش خداى مىپرداخت ، آفريدگار منزه را بزرگ مىداشت و تمجيد و تسبيح مىكرد بى آنكه كافر باشد و براى خداوند انبازى قرار دهد . خانه را طواف مىكرد و حج و عمره مىگذارد و در حرا متحنث بود و مردمان را خوردنى و آشاميدنى مىبخشيد و به پيوستن با خويشان و نيكى با همسايگان و دست كشيدن از آزار و به دادن مال به نزديكان امر مىفرمود . او را در جاهليت امين صدوق مىخواندند و او به هيچ يك از آلودگيهاى ايشان خود را نيالوده بود و به بتهاى ايشان نزديك نشده بود تا آنگاه كه وحى بر او فرود آمد . طهارت طهارت را خرد آدمى واجب مىداند و اين چيزى است كه همهء مردم روى زمين آن را پذيرفتهاند و هيچ كس منكر آن نيست مگر ناقصى يا نادانى . در خبر آمده كه نخستين