مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
734
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
را محاصره كرده بود گفت : « هر بندهاى كه فرودآيد آزاد است . » و ابو بكره فرودآمد و مادر او سميه مادر زياد بن ابى سفيان بود و ابو بكره هنگامى كه مرد ، چهل فرزند از دختر و پسر داشت و معاويه « ولاء » او را تغيير داد و به « ثقيف » كشانيد . و بعدها مهدى دوباره ولاء او را به پيامبر بازگردانيد و همچنين نسبت زياد بن عبيد را نيز از نسب ايشان به ابو سفيان تغيير داد و به پدرشان عبيد پيوند بخشيد و نامهاى به كارگزاران نواحى و اطراف نوشت و همه جا بر منبرها خواندند و اين امر در ميان مردمان شايع گرديد . زيد بن حارثه بعضى از راويان گفتهاند كه خديجه او را از بازار عكاظ خريدارى كرد به چهارصد درهم و او را به پيامبر بخشيد . پيامبر او را آزاد كرد و به فرزندى پذيرفت و او را زيد بن محمد مىخواندند تا اينكه آيه فرودآمد كه : « ايشان را با نام پدرانشان بخوانيد » ( 33 : 5 ) تا پايان آيه ، و پيامبر ام ايمن كنيز خويش را به همسرى او درآورد و او از زيد ، اسامة بن زيد را زاد و اسامة را دو پسر بود كه از هر دو روايت نقل شده است : محمد بن اسامة و حسن بن اسامة . ابن اسحق روايت كرده كه پسر برادر خديجه از شام بردگانى آورده بود و زيد را از آن ميان به خديجه بخشيد و زيد خوش خوى و ظريف بود و پيامبر از خديجه خواست تا زيد را به او ببخشد و خديجه او را به پيامبر بخشيد و پيامبر او را به فرزندى پذيرفت و حارثه پدر زيد سخت بىتاب شده بود و در پى او آمده بود و مىگفت : بر زيد گريستم و ندانستم چه شد / آيا مرده است يا زنده كه اميدى به دو باشد . / به خدا سوگند كه نمىدانم و من از تو مىپرسم / آيا دشتها تو را از من ربودند / اى كاش مىدانستم كه آيا تو را بازگشتى هست ؟ / مرا از دنيا همين بس كه تو بازگردى / خورشيد بامدادان با طلوع خويش ، او را به ياد من مىآورد . / و چون غروب كند خاطرهء او را پيش چشمم مىآورد / سراسر زندگى را خواهم كوشيد . / نه من از پويندگى خسته و رنجور خواهم شد و نه شترم / همهء زندگانيم را ، تا آنگاه كه مرگ فراز آيد . / كه هر انسانى نابودشونده است اگر چه آرزوها فريبش دهند . پس پيامبر به زيد گفت : « اگر مىخواهى نزد ما بمان و اگر مىخواهى به همراه پدرت برو » و زيد گفت : من نزد تو مىمانم . و پيوسته نزد پيامبر بود تا آنگاه كه در موته كشته شد . خدايش بيامرزاد !