مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
735
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ابو رافع گويند عباس او را به پيامبر بخشيده بود و هنگامى كه وى مژدهء مسلمان شدن عباس را نزد او برد وى را آزاد كرد و كنيزكى از آن خويش را ، كه سلمى نام داشت ، به همسرى او درآورد . سلمى از او عبد الله و عبيد الله را زاد . عبد الله از اشراف مدينه بود و عبيد الله كاتب على بن ابى طالب رضى الله عنه و ارضاه . سفينه گويند نام وى مهران بوده است و به گفتهاى رباح و پيامبر او را سفينه نام داده بود زيرا در سفرى كه بودند هر كس خسته مىشد و از بردن بار خويش در مىماند مقدارى از بار خود را بر دوش او مىنهاد و بعضى گفتهاند بدان سبب سفينه خوانده شد كه ايشان را از رودخانهاى عبور داد . و هم اوست كه روايت كرده : « پس از من سى سال خلافت است و سپس پادشاهى است . » شقران گويند از پدرش به ارث رسيده بود و بعضى گويند از عبد الرحمن بن عوف خريده بود و آزاد كرده بود و هم اوست كه گفته : « من بودم كه قطيفه را در گور ، زير پيامبر گستردم » و نام او صالح بود . [ ثوبان ] كنيهء او ابو عبد الله بود و هم اوست كه در مسجد دمشق روايت كرد كه : « من بودم كه آب بر دست پيامبر خدا ريختم و قدحى به دستش دادم كه افطار كرد » و ثوبان در حمص مرد و در آن جا سراى صدقهاى دارد . [ يسار ] از مردم نوبه بود و هم اوست كه عرنىها ، به هنگام غارت كردن لقاح ( شتران