مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
729
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در « حيس » وليمه داد و در « سرف » با وى همبستر شد و سرف در ده ميلى مكه است و او به روزگار عثمان در حالى كه آهنگ حج عمره داشت در سرف درگذشت و پيش از پيامبر همسر ابو ابراهيم بن قيس بود و به روايتى همسر ابو سترة بن ادهم بن قيس بود . صفّيه دختر حيى بن اخطب از قبيلهء نضر بود و همسر كنانة بن ابى ربيع بود . هنگامى كه خيبر گشوده شد ، كنانه را آوردند و گفتند گنجينههاى بنى نضير در دست اوست . پيامبر او را به زبير بن عوام داد و گفت : او را شكنجه ده تا آنچه را نزد اوست از وى بگيريم . و آتشزنهاى در سينهء او مىافروخت تا مشرف به مرگ شد . سپس گردنش را زد و همسرش صفيه را آوردند ، در چشمش نشانهء ضربتى بود . پيامبر پرسيد : اين چيست ؟ گفت : در خواب چنان ديدم كه گويى ماه از آسمان در دامن من افتاد و قصهء اين خواب را به كنانه گفتم . او گفت : محمد پادشاه حجاز خواهد شد . پيامبر او را آزاد گردانيد و آزادى او را كابين وى قرار داد . صفيه به روزگار عثمان بن عفان مرد و او زنى بهرهمند از زيبايى و خوش اندام بود . جويريه دختر حارث بن ابى ضرار ، سرور قبيلهء بنى المصطلق در ميان اسيران جنگ بنى المصطلق اسير گرديد . و جويريه سهم ثابت بن زيد بن شماس انصارى شد و او خود را به مكاتبه از وى باز خريد و جويريه زنى شيرين و بانمك بود و هر كه او را مىديد شيفتهء او مىشد . نزد پيامبر آمد تا دربارهء مكاتبهء وى داورى كند . پيامبر به دو گفت : كارى بهتر از اين مىخواهى ؟ جويريه پرسيد : چه كارى ؟ پيامبر گفت : من حق مكاتبهء تو را مىپردازم و با تو ازدواج مىكنم . جويريه گفت : آرى . و پيامبر چنين كرد و خبر به مردم رسيد كه جويريه دختر حارث همسر پيامبر شد و [ قوم او را ] صهرهاى پيامبر خواندند و هر چه از اسيران بنى المصطلق داشتند همه را آزاد كردند و هيچ زنى را نسبت به قوم خود اين مايه بركت نبود و نمىدانم كه پيش از آن همسر كه بود و به روزگار معاويه درگذشت . [ آن زن كه خويش را به پيامبر هبه كرد ] دربارهء زنى كه خود را به پيغمبر هبه كرد اختلاف است . ابن اسحاق گويد وى