مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

728

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

عمر صد هزار به دو عطا بخشيد ، و او در دم آنها را پراكنده كرد و سپس دستهايش را برآورد و گفت : « بار خدايا ديگر عطاى عمر نصيب من مكن ! » و ديگر نصيبش نشد . [ ام حبيبه دختر ابو سفيان بن حرب ] و از اينجاست كه معاويه را « خال المؤمنين » ( دايى مؤمنان ) مىگويند و او همسر عبيد الله بن جحش ، برادر زينب بنت جحش همسر پيامبر ، بود و با وى به حبشه هجرت كرده بود و عبيد الله بن جحش در آنجا نصرانى شده بود و مرده بود و هم اوست كه گفته است : « ما روشن شديم و شما در تاريكى مانديد » [ 1 ] . پس پيامبر عمرو بن اميه ضمرى را فرستاد تا او را از نجاشى به همسرى پيامبر بگيرد و از سوى پيامبر چهارصد دينار كابين او كرد و ام حبيبه به روزگار معاويه درگذشت . و بعضى از اهل تفسير گفته‌اند آيهء « شايد خدا ميان شما و كسانى از آنها كه با هم دشمنيد مودتى پديد آرد » ( 60 : 7 ) دربارهء اوست . و خداى داناتر است . و بازگشت او به مدينه با جعفر بن ابى طالب بود . ام سلمه دختر مخزومى ، نامش هند ، و همسر ابو سلمة بن عبد الاسد بود و از او عمرو بن ابى سلمه و زينب بنت ابى سلمة را زاد و به روزگار معاويه درگذشت . ابن اسحاق گويد پيامبر با او ازدواج كرد . و كابين او را بسترى كه حشو آن از ليف بود و قدحى و كاسه‌اى و دستاسى [ 2 ] قرار داد . ميمونه دختر حارث از بنى عامر بن صعصعه بود و خواهر ام الفضل - دختر حارث همسر عباس بن عبد المطلب كه مادر عبد الله بن عباس است - بود . پيامبر در عمرهء قضا با وى ازدواج كرد ،

--> [ 1 ] « فقحنا و صأصأتم » . اين سخن را آنگاه گفت كه پس از گرويدن به اسلام ، به آيين مسيحيت درآمد . مراجعه شود به : تاج العروس ، در مادهء « فقح » . [ 2 ] در متن « محشه » كه داس است ولى به قرينه بايد « مجشه » باشد كه دستاس بلغور است .