مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

697

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

زيد بن الدثنه كنار آمدند و به زندگى دل بستند و خود را تسليم كردند . شانه بسته ايشان را به مكه فرستادند و فروختند به كسانى كه اولياى ايشان را در بدر كشته بودند . آنان اين دو تن را مصلوب كردند و با تير و نيزه زدند . از كار خبيب بن عدى شگفتيها نقل كرده‌اند و شعرى از آن وى روايت شده است و ابن اسحاق گفته است آيهء « و هست از مردم كسى كه جان خود را در راه خرسندى خدا مىنهد و خدا بر بندگان خويش مهربان است » ( 2 : 207 ) در خصوص اصحاب رجيع نازل شده است . داستان بئر معونه گويند پيغمبر منذر بن عمرو انصارى را به همراهى چهل مرد از برگزيدگان مسلمين - كه از اهل صفه بودند و روز دانهء خرما مىشكستند و شب قرآن تعليم مىدادند - به نجد فرستاد تا ايشان را به اسلام دعوت كنند و در امنيت و پناه ابو براء ملاعب الأسنَّة . چون ايشان به بئر معونه رسيدند ، عامر بن طفيل ، قبيلهء عصيه و ذكوان را به فرياد بر سر ايشان فراخواند . ايشان را احاطه كردند و همه را كشتند به جز عمرو بن امية الضمرى را كه ميان انبوه درختانى كه آسايشگاه ايشان بود ، رفته بود . عامر او را اسير كرد موى پيشانيش را بريد و او را به عنوان رقبه‌اى كه بر مادرش بود آزاد كرد . عمرو به مدينه آمد و در راه دو مرد از بنى عامر را ديد كه از نزد پيامبر باز مىگردند و عهدنامه‌اى به همراه دارند . عمرو ، اين دو را به كمك ياران خود كشت و اسلحه‌شان را گرفت . سپس نزد پيامبر رفت و ماجرا را گفت . حضرت گفت : كار بدى كردى كه دو مرد را كه در ذمهء من بودند كشتى به گناهى كه آنها انجام نداده بودند . گويند آيهء « اى آن كسان كه ايمان آورده‌ايد در انجام كارى ، بر خدا و پيامبر او پيشى مگيريد » ( 49 : 1 ) دربارهء او فرود آمده است . كشته‌شدن ياران پيامبر و نيرنگ و غدر عامر بر حضرت دشوار آمد و چهل صباح در مورد قبيلهء عصية و ذكوان نفرين مىكرد . گويند كه هيچ‌كس از ايشان سلامت نماند و رهايى نيافت . و خداى داناتر است . يادكرد غزوهء بنى النضير گويند پيامبر نزد ايشان رفت و در مورد خونبهاى آن دو مرد كه عمرو بن امية ايشان را كشته بود از ايشان يارى خواست و در پيمانى كه ميان ايشان و پيامبر بود چنين آمده بود