مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

693

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

زدى ضربتى ضربتى نوش كن ، دينت را آشكار كن [ 1 ] . پس پيامبر به عمر بن خطاب فرمود كه پاسخ او را بده ! عمر گفت : خداوند بزرگتر است . هرگز كشتگان ما در بهشت با كشتگان شما در دوزخ يكسان نخواهند بود . پس ابو سفيان گفت : اى عمر ! تو را به خدا سوگند مىدهم بگو آيا محمد كشته شده است ؟ گفت : نه به خدا ! به خدا كه اينك مىشنود . ابو سفيان گفت : اين حادثه‌اى سخت بود كه من فرمان نداده بودم و از آن خشنود نيستم . همانا موعد شما در بدر . پيامبر به عمر گفت : بگو ان شاء الله ، و هراسى در دل ايشان افكنده شد . بر شتران سوار شدند و اسبان را يدك كردند و روى به مكه نهادند و مسلمانان به كار كشتگان خود پرداختند و ايشان را به خاك سپردند . پيامبر بر سر كشتهء حمزه ايستاد و در آن نگريست و گفت : « هرگز سوگى چون سوگ تو نصيبم مباد ! » آنگاه بر تمام هفتاد تن كشته يك نماز گزارد ، و روى به مدينه نهاد . در جنگ احد هفتاد يا شصت و پنج مرد شهيد شدند كه از ايشان بود : حمزة بن عبد المطلب شير خدا و شير پيامبر خدا و مصعب بن عمير عبدى ، و عبد الله بن جبير سركردهء تيرافكنان ، و حنظلة بن ابى عامر معروف به غسيل الملائكه ، و سعد بن ربيع كه يكى از نقيبان بود . از مشركين بيست و دو مرد كشته شدند و پيامبر به مدينه بازگشت و در روز يكشنبه پيامبر در پى ايشان به راه افتاد تا هراسى در دل ايشان بيفكند و بديشان بنماياند كه نيرومند است ، تا رسيد به حمراء الاسد و شصت سوار با او بود از جمله ، ابو بكر ، عمر ، على ، عبد الله بن مسعود . معبد بن ابى معبد خزاعى بر او گذشت و قبيلهء خزاعه رازداران پيامبر بودند او در عبور خود ابو سفيان بن حرب را در روحاء ديد كه آهنگ بازگشت به مدينه دارد . و چنين بود كه ايشان پس از بازگشت پشيمان شدند و گفتند ما بر محمد و يارانش چيره شده بوديم و نزديك بود ايشان را نابود كنيم اگر صبر مىكرديم . ايشان به معبد بن ابى معبد گفتند : پشت سرت چه بود ؟ گفت : محمد و يارانش با جمعى كه من تا كنون مانند آن را نديده‌ام بيرون شده‌اند با خشم بسيار به پيكار شمايان ! گفتند : ايشان كجايند ؟ گفت : ايشان در حمراء الاسد صبح به شما مىرسند . و اين

--> [ 1 ] متن مغشوش است . عبارت متن « اعل تعل » است ولى در تمام روايات ، « اعل هبل ، اعل هبل » نقل شده كه ابن هشام آن را چنين تفسير كرده : « اى اظهر دينك » ( ج 3 ، ص 99 ) يا بايد گفت : « سر بلند باد هبل ! » كه بتى است به مناسبت پاسخ مسلمانان كه : « الله اعلى و اجل » مىگفتند .