مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
691
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مردان را تحريض مىكردند و هند مىگفت : بشتابيد اى فرزندان عبد الدار ! / بشتابيد اى حمايتگران بازماندهها ! / با هر شمشير برندهاى ضربت بزنيد . و مىگفت : ماييم دختران طارق / بر ناز بالشها راه مىرويم / اگر روى آور شويد ، روى مىآوريم / و اگر پشت كنيد روى گردان مىشويم / فراق هر دو ستارى را [ 1 ] . و جنگ درگير شد . مصعب بن عمير كشته شد . پيغمبر رايت را به على بن ابى طالب داد و خداوند يارى خويش را فرو فرستاده بود و منجر به هزيمت دشمن مىشد . تير افكنان ، مركز خود را ترك كردند و به غارت و تاراج پرداختند . جز امير ايشان كه عبد الله بن جبير بود ، در جاى خود ايستاد تا شهيد شد و خالد بن وليد با اسبها روى بديشان كرد و پس و پيش لشكر جايشان عوض شد . وحشى در كمين حمزه ايستاد تا از كنار او بگذرد و از پشت با حربهاش زد و او را كشت و دشمنان از مسلمانان بردند . روز روز آزمون و تمحيص بود و بر پيامبر حمله آوردند و سنگ بر او زدند و حضرت به پهلو افتاد و سرش شكست و لبش دريد . دندانش شكست و حلقهء زره در چهرهاش فرو شد و در يكى از گودالهايى افتاد كه ابو عامر [ 2 ] فاسق كنده بود ، همان مردى كه دو زره پوشيده بود . و از بالاى كوه فريادى برخاست كه : آگاه باشيد كه محمد كشته شد ! مسلمانان هزيمت شدند و على و طلحه دست حضرت را گرفتند و او را از گودال بيرون كشيدند و ابو دجانه خود را به روى حضرت افكند تا از آسيب تير در امان باشد . گويند تيرى به انگشت او خورد و گفت : آيا تو جز انگشتى هستى كه خون آلوده شده ، / و در راه خداوند هيچ چيز نديده است ؟ پيغمبر فرمود : چه كسى خود را در راه ما مىفروشد ؟ پس زياد بن سكن با جمعى از انصار برخاستند و در برابر يك يك نبرد كردند و تا نفر آخر كشته شدند . سپس مسلمانان بازگشتند و ديدند كه پيغمبر تير به سعد بن ابى وقاص مىدهد و مىگويد : بزن ! پدر و مادرم فداى تو باد ! و كسى كه حضرت را زد ، برادر سعد ، عتبة بن ابى وقاص بود و حسان در اين باره گفته است :
--> [ 1 ] در ضبط اين رجز ميان متن و سيرهء ابن هشام و ديگر متون اختلاف بود . مواردى را تصحيح كرديم و ترجمه حاصل آن تصحيح است ، رك : ايام العرب ، ص 32 و ابن هشام ، ج 3 ، ص 72 . [ 2 ] لقب او در جاهليت « راهب » بود ، پيامبر او را فاسق ناميد . رك : ابن هشام ، ج 3 ، ص 71 .