مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

690

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كرده - برسند از نظر ثواب و زندگى ، گفتند : ما را به جنگ دشمنان خدا بفرست تا نپندارند كه ما از ايشان و از ديدار ايشان هراس داشته‌ايم . و اين روز روز آدينه بود . پيغمبر با مردم نماز گزارد و به منزل خود درآمد و زره خود را پوشيد و بيرون آمد و مردم پشيمان شده بودند و گفتند : ما تو را به كراهت به اين كار واداشتيم و ما حق نداشتيم كه اين كار را بكنيم حال اگر مىخواهى بنشين . حضرت گفت : هيچ پيغمبرى هنگامى كه زره خود را پوشيد ، سزاوار نيست كه آن را از تن بيرون كند مگر اينكه به جنگ بپردازد . با هزار مرد از مدينه بيرون آمد و مشركان سه هزار تن و بيشتر بودند . حركت كرد تا رسيد به شوط ، كه در يك ميلى مدينه است . عبد الله بن [ 1 ] سلول كه سركردهء منافقين بود ، ثلث مردم را گمراه كرد و گفت : از ايشان اطاعت كرد و مرا نافرمان شد . چرا ما خود را به كشتن دهيم ، بازگرديد . عبد الله بن عمرو بن حرام [ 2 ] در پى ايشان رفت ، و گفت : شما را سوگند مىدهم دربارهء حرمتان و پيامبرتان . [ ايشان گفتند : [ 3 ] ] جنگى در كار نيست اگر بدانيم جنگى هست از شما پيروى مىكنيم ، چنان كه از ايشان روايت شده است . بنو سلمه و بنو حارثه آهنگ منصرف شدن داشتند و خداوند عزم ايشان را به هدايت و رشد استوار كرد ، همان گونه كه نعمت خويش را بر ايشان ياد كرده است و گفته : « و آنگاه كه دو طايفه از شما كوشيدند تا سستى ورزند و خداوند ولىّ ايشان بود » ( 3 : 122 ) . پيامبر و يارانش رفتند تا رسيدند به شعب احد . در آنجا عبد الله بن جبير را سركردهء تيرافكنان كرد كه پنجاه تير افكن بودند و فرمان داد تا در دهانهء شعب بيتوته كنند و اسبها را با تير برانند تا از پشت سر نيايند . رايت را به مصعب بن عمير بن هاشم داد و جنگ ميان دو گروه درگرفت . هند دختر عتبه ، وحشى را - كه غلام جبير بن مطعم بن عدى بود و طعيمة بن عدى در بدر كشته شده بود - فراخواند و گفت : اگر حمزه را - به خون خواهى پدرم عتبة بن ربيعه - بكشى ، تمام دستاورنجنها و گردن بندها و خلخالها و گوشوارهايم از آن توست . جبير بن مطعم نيز گفت : اگر تو حمزه را به خونخواهى عمويم ، طعيمة بن عدى ، كشتى ، آزاد خواهى بود . آنگاه هند در ميان زنان پيرامون خويش و همراهانش برخاست . دف مىزدند و

--> [ 1 ] عبد الله بن ابى بن سلول ، رك : ايام العرب ، ص 30 . [ 2 ] در اصل : عمرو بن حرام ، اصلاح از سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 68 . [ 3 ] افزوده از ابن هشام ، همان صفحه .