مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
689
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
سپس سريهء قرده را به سركردگى زيد بن حارثه فرستاد و ايشان با كاروانى از قريش برخوردند كه از شام برمىگشت ، مردان او را به عجز نسبت دادند ، اما زيد پيش قدم شد و خمس غنايم بيست هزار گرديد . سپس غزوهء احد بود شش از شوال گذشته روز آدينه از مدينه بيرون آمد و واقعه در شنبه اتفاق افتاد . داستان احد گويند چون مشركان در بدر شكست خوردند و جماعت ايشان به مكه بازگشت ، اشراف قريش نزد ابو سفيان بن حرب رفتند و گفتند كه محمد از ما انتقام گرفت و برگزيدگان ما را كشت ، ما را يارى كن تا خونخواهى كنيم و با اين مال ، يعنى كاروان ، در اين راه يارى مىكنيم . آنگاه قريش گردآمدند و احابيش [ 1 ] خود را و جمعى از قبايل را كه در اطاعت ايشان بودند جمع كردند و با هودجهاشان بيرون آمدند به عنوان حفظ و پناه گرفتن . سركردهء ايشان ابو سفيان بن حرب بود و همسرش دختر عتبه با او بود و نذر كرده بود كه اگر خداوند او را يارى كند ، خون حمزه را بنوشد و جگرش را بخورد . ايشان آمدند تا اينكه به عينين ( جايى در مقابل مدينه ) رسيدند . پيغمبر خوابى ديد و از براى ياران خود نقل كرد كه در خواب ديدم گاوى به خاك افتاده و در لبهء شمشيرم شكستگى و شكافى ديدم و ديدم كه دستم را در زرهى استوار فروبردهام . گفتند : تعبير اين خواب چيست يا رسول الله ؟ گفت : اما گاو ، ايشان گروهى از ياران من هستند كه كشته مىشوند . اما شمشير ، مردى از خانوادهء من است كه كشته خواهد شد . اما زره استوار ، من آن را به مدينه تأويل كردهام . و راى پيغمبر اين بود كه در مدينه اقامت كند . گفتند اگر داخل شوند روياروى با ايشان جنگ خواهيم كرد و زنان و كودكان ايشان را با سنگ از بالا خواهند زد و اگر فرودآيند به بدترين جايى فرودآمدهاند . آنگاه مردانى ، از آن مردان كه خداوند افتخار شهادت را نصيب ايشان كرده بود و جنگ بدر را درك نكرده بودند و آرزو داشتند به مقام شهدا - كه خداوند ايشان را وصف
--> [ 1 ] احابيش قريش كسانى بودند كه در زير كوهى يا درّهاى به نام احبش يا حبشى با قريش همپيمان شده بودند . رك : حاشيهء ايام العرب ، ص 28 و ابن هشام ، ج 2 ، ص 12 متن و حاشيه .