مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
688
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در اين ماه رقيه دختر پيامبر درگذشت و هم در اين ماه على با فاطمه همبستر شد . در اين ماه مطعم بن عدى به مكه رفت و در اين ماه حضرت قربانى كرد و دو گوسفند را به دست خود كشت . آنگاه سال سوم هجرت رسيد و اين سال سال تمحيص و آزمون بود و حضرت به سوى بنى سليم خارج شد تا رسيد به كدر . سپس بازگشت و چشم زخمى نديد و همين است كه غزوهء كدر خوانده مىشود . و اين واقعه در محرم بود . سپس سريّهء محمد بن مسلمهء انصارى را به سوى كعب بن اشرف فرستاد تا او را كشتند . يادكرد كشتهشدن كعب بن اشرف گويند چون اين واقعه براى اهل بدر روى داد ، كعب گفت : محمد اشراف مردم را كشت ديگر زير زمين بهتر است از روى آن . و پيمان را شكست و با چهل سوار به مكه روى آورد و بر كشتگان بدر نوحه كرد و گريست و مشركان را بر رسول خدا تحريض كرد . پيغمبر محمد بن مسلمه و سلكان بن سلامه را با جمعى فرستاد . شبانه آمدند و كعب بالاى حصار خويش بود . سلكان آواز داد كه : اين مرد از ما صدقه مىخواهد و من گروگانى آوردهام تا از تو غذايى وام بگيرم . كعب از ملحفهء خويش بيرون جست . همسرش گوشهء جامهء او را گرفت و گفت : من سرخى خون را در اين آواز مىبينم . كعب گفت : مرا رها كن ، چرا كه اگر فرزند آزاده زن ، در شب به نبرد فرا خوانده شود همانا كه اجابت مىكند . پس به سوى ايشان فرود آمد . سلكان زير تهيگاه او را گرفت و ايشان با شمشير چندان بر او زدند كه بر جاى سرد شد و كعب بن مالك دربارهء او گفته است : و كعب بر دست ايشان به خاك افتاد غافلگير / و از پس مرگش نضير خوار و زبون شدند [ 1 ] . سپس پيغمبر به نجد رفت به قصد جنگ با غطفان و در بطن نخل فرود آمد و اين در ماه ربيع الاول بود . سپس برگشت و هيچ آسيبى نديد و در اين جنگ بود داستان دعثور بن حارث محارى [ 2 ] . سپس در جمادى الاولى با بنى سليم جنگ كرد و بازگشت و زيانى نديد .
--> [ 1 ] رك : ديوان كعب ، ص 204 . [ 2 ] صحيح آن محاربى است ، رك : تاج العروس ، در دعثور و گويا ميان او كه از صحابه است و غورث بن حارث محاربى كه داستان او را چند صفحه بعد ، در جنگ ذات الرقاع ، مىآورد ، كاتب ، يا مؤلف ، اشتباه كرده است .