مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
687
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
غزوهء يهود بنى قينقاع در شوال و آن چنين بود كه چون حضرت رسول به مدينه آمد با يهوديان پيمان كرد و عهد بست . و اين يهوديان بنى قينقاع نخستين كسانى بودند كه پيمان شكستند و از سر دشمنى مهاجرت كردند و گفتند : اى گروه مسلمانان ! مغرور مباشيد از اينكه با مردمى گول رو به رو شديد كه هيچ آگاهى از نبرد نداشتند و پيروز شديد و بهرهمند . اگر شما با ما به ستيزه برخيزيد خواهيد دانست كه ما مردان نبرديم . پس رسول به سوى ايشان شد و ايشان را در ديارشان محاصره كرد تا آنگاه كه سر در فرمان وى آوردند و آهنگ زدن گردنهاشان كردند . عبد الله بن ابىّ برخاست - و ايشان همپيمانان ( حليف ) او بودند - و گفت : چهارصد تن بىاسلحه و سيصد تن با اسلحه ، اينها مرا از هر گونه دشمن سرخ و سياهى حفظ كردهاند ، من تو را رها كنم تا در يك بامداد تمام ايشان را بدروى ؟ پس حضرت فرمود : همه ايشان از آن تو ! سعد بن عباده نيز با ايشان به همين گونه همپيمان بود . بعضى گفتهاند عبادة بن سالم بود نه سعد بن عباده . او گفت : من از ايشان به سوى خدا و پيامبرش كنارهگيرى مىكنم . گويند آيهء « همانا ولى شما خداست و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردهاند » ( 5 : 55 ) تا پايان آيه در مورد ايشان فرود آمده است . در يادكرد غزوهء سويق در ذى الحجه و آن چنين بود كه ابو سفيان به همراهى دويست سوار آمد و در پارهاى از نخلها آتش زد و دو تن از مردان انصار را كشت و به مدينه درآمد و شب نزد سلام بن مشكم رئيس بنى النضير خفت و او ابو سفيان را آب داد و ميهمانى كرد و خبر او را از مردم پنهان داشت و ابو سفيان شبانه به مكّه بازگشت و پيغمبر در دنبالش از مدينه بيرون آمد ولى او را درنيافت و مسلمانان را از توشههاى ايشان - كه براى سبكبار شدن و نجات رها كرده بودند - بهرهمندى حاصل شد و از اين روى اين غزوه غزوهء سويق [ 1 ] ناميده شد .
--> [ 1 ] ابن هشام در مورد ناميده شدن اين جنگ به سويق گويد : « بيشتر چيزى كه ايشان در حال گريز از زاد و توشهء خود به جاى نهادند سويق بود و مسلمانان را سويق بسيارى به حاصل آمد و اين غزوه سويق ناميده شد . » رك : ابن هشام ، ج 3 ، ص 48 .