مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
92
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
فصل پانزدهم در ياد كرد مولد و منشأ و مبعث پيامبر اسلام ( ص ) است تا هجرت . اين فصل با اختلافاتى تلخيص گونهاى از سيرهء ابن هشام يا يكى از منابع آن كتاب مىنمايد . و تلخيص بسيار خوبى است از مجموعهء آن وقايع . فصل شانزدهم در باب غزوهها و سريّههاى پيامبر ( ص ) است كه در حقيقت ادامهء فصل قبلى است و احتمالا از واقدى و ابن هشام تلخيص شده است . فصل هفدهم نيز ادامهء فصلهاى قبلى است دربارهء خلق و خلق پيامبر ( ص ) و سيرت و خصايص آن حضرت و شرايع او و مدت عمرش و همسران و خويشان او . بر روى هم استناد مؤلف به همان كتبى است كه در دو فصل قبل يادآور شديم . با اين همه نكات خاصى نيز مىآورد كه در آن كتابها نيست ، از جمله در مسئلهء ايمان ابو طالب مىگويد شيعه برآنند كه ابو طالب عموى پيامبر و نيز پدرش عبد الله هر دو ايمان آورده بودند و از بعضى شيعه نقل مىكند كه آنان عقيده دارند در تبار پيامبر هيچ مشركى و كافرى تا آدم نبوده است . سكوت مؤلف در باب اين نظريه او را - كه گاه تمايلات ديگرى نيز نسبت به انديشههاى شيعى دارد - تا حدّى از لحاظ عقيده مشخصتر مىكند . در موارد ديگرى نيز برخورد او با عقايد شيعه ملايم است . اين انديشه كه در تبار پيامبر ( ص ) تا آدم هيچ كس كافر و مشرك نبوده است يكى از زمينههاى نظريهء ازليّت نور محمدى است كه در تشيع و تصوّف دورههاى بعد داراى كمال اهميت است و اين تصريح مؤلف ما ، در نيمهء اول قرن چهارم ، سند كهنى است در باب اين فكر . در بخشى كه مؤلف ويژهء معجزات رسول ( ص ) پرداخته ، عباراتى از انجيل با خط و زبان عبرى نقل كرده و سپس آنها را با خطّ عربى آوانويسى و آنگاه ترجمه و تفسير مىكند كه نشان مىدهد او عبرى مىدانسته است . در موارد ديگرى نيز ، چنان كه پيش از اين ديديم ، دلايل قابل ملاحظهاى بر عبرى دانى او در كتاب ديده مىشود . در دنبال همين منقولات هم بحثى در باب كيفيت خط و آوا شناسى زبان عبرى دارد كه نشان دهندهء آگاهى اوست . يكى از اسناد او در باب معجزات پيامبر قصيدهاى است از قطرب ( ابو على محمد ، نحوى معروف ، متوفى 206 ه . ق ) كه ابياتى از آن را نيز به تفاريق نقل مىكند . در اين فصل وقتى وارد مبحث شرايع پيامبر مىشود ، براى يك يك آنها توجيهات عقلانى نيز عرضه مىكند ، چه دربارهء طهارت و چه دربارهء نماز و روزه و حج و ديگر سنّتها . فصل هيجدهم در ياد كرد افاضل صحابهء رسول ( ص ) از مهاجر و انصار است . بخشهايى از اين فصل را مؤلف احتمالا از كتاب المعارف ابن قتيبه گرفته است و خود در موارد ديگرى از كتاب المعارف ابن قتيبه به تصريح مطلب نقل كرده است . فصل نوزدهم يكى از مهمترين فصول كتاب است و آن بحث از مقالات اهل اسلام است كه در آغاز مؤلف به ريشهيابى اختلافات مىپردازد و مركز آن را در چهار مورد مىداند : مسئلهء امامت بعد از رسول ( ص ) ، مسئلهء احكام مربوط به اهل ردّه در روزگار ابو بكر و مسئلهء مخالفتها با عثمان و چهارم خروج طلحه و زبير و عايشه در بيعت با على ( ع ) و استمرار مخالفت با او از طريق عمرو عاص و معاويه .