مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
91
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بسيارى از خرافات آن دين را در ميان مسلمانان آشكارا ملاحظه كرد . سپس به يادكرد شرايع نصارا مىپردازد و فرقههاى مهمّ ايشان و به تفصيل تمام الهيّات و مبانى احكام ايشان را توضيح مىدهد . فصل سيزدهم اطلاعات جغرافيايى خوبى دارد دربارهء تمام عالم و با اينكه اطلاعات مشابه را مىتوان در كتابهاى مفصّل جغرافيايى ديگر از قبيل مقدسى بشارى ( به يارى ) و ابن حوقل و ديگران يافت ، امّا مؤلف ما از اسنادى سخن مىگويد كه گويا ، امروز ، از ميان رفته است از قبيل آنچه از كتاب « البلدان و البنيان » نقل مىكند كه نه زمان تأليف آن معلوم است و نه مؤلف آن . همچنين از كتب العجم كه معلوم نيست كدام كتابها بوده است و در اصل به كدام دوره از تاريخ ايران تعلق داشته است يا از « كتاب الخواص » محمد بن زكريّاى رازى كه امروز ، ظاهرا ، هيچ نشانى از آن در دست نيست و به كتابهاى ديگر به عنوان « طبايع الحيوان » و « طبايع الاحجار » و « طبايع النبات » نيز ارجاع مىدهد . علاوه بر اينها ، بخش مهمّى از ديدارها و سفرهاى خويش مىآورد و بسيارى از توصيفهاى او ، از مشاهدات اوست ، مانند آنچه دربارهء مسير مصر به قلزم و از قلزم به طور نقل مىكند يا تحديد حدودى كه در باب خليج فارس و الخليج الفارسى دارد . كراچكوفسكى - كه جامعترين تحقيق در باب جغرافيانويسان دورهء اسلامى را در كتاب خويش به سامان رسانيده است - دربارهء اين كتاب عقيده دارد كه كتابى است ، به لحاظ جغرافيايى ، اصيل و داراى اطلاعات و منابع دست اول . كراچكوفسكى معتقد است كه مؤلف اين كتاب در كار جغرافيانويسى تا حدودى وابسته به مكتب جغرافياى رياضى است [ 1 ] و محمد كرد على نيز مىگويد كه اين كتاب داراى فوايد جغرافيايى و تاريخى بسيار مهمى است . [ 2 ] نكتهء قابل يادآورى در بخش جغرافيايى كتاب ، ضبطى است كه مؤلف از كلمه « آبسكون » به شكل « غابسكين » مىدهد و به صورت مكرّر اين ضبط را مىآورد و نيز تعريفى كه از كلمهء « بهار » مىدهد كه « بهار برابر است با سيصد و سى و سه من زر » و معلوم نيست كه ميان اين تعريف او و « بهار » - به معنى معبد در ناحيهء هند و چين - چه رابطهاى است . در پايان ، بخشى هم در باب سرنوشت آيندهء شهرها ، بر اساس همان عقايد نشورى و آخر الزمانى ، مىآورد كه ويرانى هر شهرى به چه بلايى و بر دست چه قومى خواهد بود . فصل چهاردهم در ياد كرد انساب و « ايّام » عرب است و مرورى است در كمال اختصار بر اهمّ اين قبايل و سرگذشت ايشان . نوع اطلاعات آن در حدّ تلخيص كتابهاى مهمى است كه از اين دست وجود دارد و صاحبنظران مىتوانند بگويند كه اين بخش آيا اطلاع دست اوّلى دارد كه در كتابهاى ديگر نباشد يا نه .
--> [ 1 ] تاريخ الادب الجغرافى العربى ، كراچكوفسكى ، ص 225 . [ 2 ] المقتبس ، ج 3 ، ص 219 .