مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
82
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در اين فصل ، بيشترين بخش را مسئلهء روايات در باب آفرينش انسان تشكيل مىدهد كه بيشتر مايههايى از تورات و حديث و قرآن دارد و از همين جا به بحث تجلّى خدا در انسان و نوعى انديشهء حلول مىرسد و مىگويد : من در بلاد شابور [ 1 ] ، در حدود فارس ، مردى را ديدم كه پيروانى داشت و بر آيينى بود جز آن كه عوام برآنند . پس آهنگ او كردم و چندى ملتزم او شدم و خويش را بىخبر و نادان از همه چيز مىنمودم و آن مرد را در زمينهء لغت و شناخت مذاهب پيشينگان ( مذاهب القدماء ) دانشى بود تا آنگاه كه با او انس گرفتم و او پرده از روى كار خويش برگرفت و دانستم كه او بر همين آيينى است كه ياد كردم . قابل يادآورى است كه وصف مؤلف از اين آيين گويا در نسخهء اساس از ميان رفته ، ولى از اشارات قبل و بعد او مىتوان دانست كه سخن از حلوليان است و آنان كه انسان را محل ظهور حق تعالى مىدانند . در اينجا مىگويد ديدم كه آن مرد با همه شبزندهدارى و عبادات و روزه و نمازش ، از همين دسته است و به ياد دارم كه روزى از رهگذر دلايل دربارهء او [ حق تعالى ] سخن مىگفت ، پس اين بيت را خواند : حجبته العيون عن كل عين * و هو فيها انيس كل وحيد ( چشمها [ يا : جاسوسان ] او را از ديدار / هر چشم پنهان كردهاند و او در آن ميان انيس هر تنهايى است ) [ 2 ] و آن مرد از بعضى مشايخ خويش ، از ابو يزيد بسطامى روايت كرد كه گفته است : « شصت سال برآمد تا در جستجوى خداى بودم . پس آنگاه دانستم كه اويم . » و مؤلف مىگويد از بعضى صوفيان نيز اين مذهب شنيده شده است كه قايل به حلولاند و چون صورتى زيبا ببينند در برابر آن ، سجدهكنان ، بر خاك مىافتند و بسيارى از اهل هند اين كار را مىكنند . اين مطلب نشان مىدهد مؤلف با تصوف هند نيز آشنايى دارد . مؤلف مىگويد از ابن عبد الله شنيدم كه اين بيت را از سرودههاى حسين بن منصور حلاج مىخواند و اشارتش به همين معنى بود كه : اى نهان نهان ! كه از فرط نهانى از وهم هر زندهاى به دورى / اى آشكار پنهان كه بر هر چيز از هر چيز تجلّى دارى / عذر من از تو نادانى است و درماندگى و شك / اى همهء همگان ! تو جز من نيستى پس عذرخواهى من از خويش چه خواهد بود ؟ [ 3 ] مؤلف در اينجا بار ديگر به داستانهاى مربوط به آدم و حوّا و بهشت و طاوس و مار و توصيف سر و سيماى آدم و ماهيّت روح و نفس و حيات و موت و سرنوشت ارواح ، به تفصيلى تمام و كمنظير ، مىپردازد و آرا و عقايد مسلمانان و ديگر ملل را در اين باره نقل مىكند . از جمله مىگويد : ايرانيان ايّام
--> [ 1 ] معجم البلدان ، ج 3 ، ص 167 . [ 2 ] البدء ، ج 2 ، ص 90 . [ 3 ] همان جا ، ج 2 ، ص 91 .