مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
77
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
خواند . همين بحث را دربارهء « ميزان » و « حوض » و « صور » و اختلاف نظرها در باب آنها و تأويلى كه بعضى از آنها دارند ، ادامه مىدهد و فصل را به پايان مىبرد . فصل هفتم ، در بيان مقالات ملل مختلف است در باب آفرينش آسمان و زمين و آنچه ميان آنهاست . نخست نمونههايى از روايات اسلامى را نقل مىكند و سپس از تورات مطالبى مىآورد كه تفصيل آن را در كتاب مىتوان خواند و از ايرانيان ( فرس ) نقل مىكند كه موبدان ايشان گفتهاند : « خداى تعالى جهان را در سيصد و شصت و پنج روز آفريد و آن را بر طبق ازمنهء گاه انبار دين ماه نهاد و نخست چيزى كه آفريد آسمان بود در چهل و پنج روز كه گاه انبار [ دى ] ماه است و آب را در شصت روز آفريد كه گاه انبار ارديبهشت ماه است و گياهان را در سى روز آفريد و آنگاه انبار آبان ماه است . » در اينجا مؤلف به وصف آسمانها و كيفيت هر كدام ، بنا بر روايات اسلامى ، مىپردازد و از سلمان فارسى نقل مىكند كه گفت : خداى تعالى آسمان نخست ( آسمان دنيا ) را از زمرّدى سبز آفريد به نام « برقع » و آسمان دوم را از سيم سپيد و آن را به فلان نام خواند و آسمان سوم را از ياقوت آفريد [ 1 ] و بدين گونه هر هفت آسمان را با نامها و گوهرهاى هر كدام نام برد . سپس از ابن عباس نقل مىكند كه او گفته است آسمان نخست از مرمر سپيد است و سبزى آن از سبزى كوه قاف . در اينجا مؤلف به نقل آراى بسيارى از پيشينگان مىپردازد و به بررسى عقايد ايشان در باب فلكها و فواصل آنها ، كه در آن هم به عقايد مسلمانان نظر دارد و هم از المجسطى و انديشههاى يونانى نقل مىكند ، و اينكه ما فوق فلك چيست مىگويد : عقيدهء مسلمانان اين است كه بالاى افلاك ، عرش است و بالاتر از عرش ، خداى داند كه چيست . بعضى گويند بالاى عرش بارى تعالى است و اين سخنى استوار است ، مادام كه منجرّ به اعتقاد به « مكان » در مورد بارى تعالى نشود . سپس در باب « صراخ » سخن مىگويد كه خانهاى است در آسمان نخست محاذى كعبه و هر روز هفتاد هزار فرشته بدان داخل مىشوند كه هرگز ديگر بدان بازگشت ندارند و بعضى گفتهاند اين « صراخ » همان « بيت المعمور » است و اينكه در زير عرش آبى است سبز كه خداى مردگان را ، به هنگام نفخ صور ، بدان آب زنده مىكند . آنگاه در باب خروسى كه در زير عرش است و در پايان هر شب آواز در مىدهد سخن مىگويد و نيز در باب ستارگان و منسوبات آنها كه در اينجا ميزان اطلاع مؤلف را از نجوم ، به خوبى مىتوان دريافت و خود مىگويد كه قصد دارد دربارهء ستارگان كتابى ويژه بپردازد . در اينجا مقدارى اطلاعات نجومى كه ميراث دانش يونانى است
--> [ 1 ] گويا اين يك انديشهء ايرانى باستان است كه از سلمان فارسى ، به عنوان روايت ، نقل كردهاند و همان است كه در شاهنامه مىخوانيم : ز ياقوت سرخ است چرخ كبود * نه از آب و گرد و نه از باد و دود ( شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج 1 ، ص 17 )