مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
66
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
اين گروه الحادى كه شمارى اندكاند و مايهء تباهى عقيدهء ديگران و تصريح مىكند كه هيچگاه تاكنون در ميان هيچ ملتى اين عقيده ، اين چنين شيوعى كه در عصر ما دارد نداشته است ، زيرا خداوندان اين انديشهء باطل امروز روز ، درزىّ ارباب شريعتاند و به « تأويلات باطنى » مىپردازند . همگان ، چپ آوازه افكنده و از راست مىروند . و همين كار سبب شده است كه جان خويش را از شمشير حق پاسدارى كنند . سپس به تلخيص آراى ايشان مىپردازد كه اينان جهان را قديم مىدانند و بىنهايت و بىآغاز و بىانجام كه در آن بهار از پس زمستان و تابستان از پس زمستان همواره مىآيد و شب از پى روز و انسان از نطفه و نطفه از انسان و پرنده از بيضه و بيضه از پرنده . اين جهان را نه مدبّرى است و نه آغازى و نه انجامى . آنگاه مىكوشد كه اينان را با براهين خويش قانع كند . و در اينجا به انواع براهين فلسفى و معرفتشناسى مىپردازد كه بسيار دراز دامن است و متنوّع و خود اعتراف مىكند كه بخش اعظم اين استدلالها را از كتاب اوائل الادلّه ابو القاسم كعبى بلخى - كه از مشاهير معتزله بوده است - به عين عبارت ( على وجهها ) نقل كرده است و از آنجا كه آن كتاب امروز از ميان رفته است مىتوان از روى منقولات مطهر بن طاهر به بخشهايى از آن پى برد و نيز به لحن و اسلوب نگارش او كه بسيار متفاوت با شيوهء بيان مؤلف ماست ، اگر چه متأسفانه منقولات از آن كتاب ، در نسخهء اساس طبع كتاب ، بىنقصانى هم نيست . پس از اين بحث فلسفى و معرفت شناسانه ، مىپردازد به مسئلهء آغاز آفرينش و آراى متفكران يونانى را در باب آغاز جهان نقل مىكند . اعتماد او در اين بخش بيشتر بر كتابى است كه نام آن را كتاب ما يرضاه الفلاسفة من الآراء الطبيعيّة [ 1 ] ثبت مىكند و چندين صفحه از مقولات آن كتاب را به عين عبارت به صورت « حكى » [ 2 ] از زبان فلوطرخس مىآورد ، از آراء تاليس ملطى كه مبدأ موجودات را آب مىدانسته و راى فيثاغورس كه مبدأ جهان را اعداد متعادله مىپنداشته است و تذكر مىدهد كه
--> [ 1 ] اين همان كتابى است كه نديم صاحب الفهرست هم آن را ياد كرده است و نسخهاى از آن در كتابخانهء « ظاهريهء » دمشق موجود است كه در 557 كتابت شده و دكتر عبد الرحمن بدوى آن را به عنوان فى الآراء الطبيعيه التى ترضى بها الفلاسفه ، ترجمة قسطا بن لوقا ، در كتاب ارسطوطاليس ، فى النفس ، در صفحات 188 - 189 چاپ كرده است و در مقدمه نيز يادآور شده كه قديمترين كسى كه از آن ياد كرده و نقل كرده مطهر بن طاهر مقدسى است . قابل يادآورى است كه اين كتاب tioPhilosophorum ، تأليف پلوتارخس دروغين ، يعنى اتيوس ( LAetius ) است كه در عقايدنامههاى يونانى ( DoxographiGraeci ) تأليف ه . ديلز ( H . Diels ) در 1929 چاپ شده است . مراجعه شود به فلسفهء علم كلام ، تأليف ه . ا . ولفسن ، ترجمهء احمد آرام ، تهران ، 1368 ، كتابنامه ، ص 813 و نيز ص 807 . [ 2 ] چنان كه در جاى ديگر هم يادآور شديم ، كلمان هوار ، به علّت عدم توجه به اين نكته كه تمام منقولات اين بخش از كتاب ، به روايت فلوطرخس است ، تمام « حكى » ها را به صيغهء مجهول « حكى » مشكول كرده است .