مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
62
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه ثنويّه به قدم هر دو كون ، نور و ظلمت ، عقيده دارند . گروهى گفتهاند كه خداى بدى حادث است و اينان خود دربارهء كيفيت حدوث شرّ از خداى بدى اختلاف نظر دارند كه حدوث آن چگونه بوده است . گروهى برآنند كه آن خداى قديم نيكى ، انديشهاى بد كرد و از انديشهء فاسد او اين خداى بدى زاده شد و اين خود نقض عقيدهء ايشان است كه مىگفتند آن جوهر قديم نيكى هيچ شايبهاى از بدى ندارد و گروهى ديگر از ايشان برآنند كه آن جوهر نيكى و خداى خير را لغزشى دست داد و به نادلخواه و بىارادهء او آن ضد ، خداى شرّ ، به وجود آمد . پس بدين گونه اينان آن خداى نيكى و جوهر خير را همچون نادانى پنداشتهاند كه اختيار خويش و فرمان خويش را در دست ندارد . و اين دو گروه به وقوع شرّ از فاعل خير اعتراف كردهاند و اينكه دو كار مختلف از او به حاصل آمده است ، پس در اين صورت چه نيازى هست كه به دو مبدأ قايل شوند ؟ سپس به تفصيل به نقل آراى ايشان در باب پيكار خداى نيكى با خداى بدى مىپردازد ، كه خداى نيكى سپاه خويش را - كه از روشنى بود - گرد آورد و آن خداى بدى نيز لشكريان خود را ، كه تيرگيها بودند . و روزگارى دراز پيكار كردند ، پس آنگاه فرشتگان ميان ايشان ميانجيگرى كردند و آنان را به آشتى و آرامش فرا خواندند تا هفت هزار سال بگذرد و اين مدّت قوام عالم است و بر آن موافقت كردند كه در اين مدت بيشتر كارها در فرمان آن خداى شرّ و بدى باشد و چون اين مدت سپرى شد كارها در دست خداى نيكى قرار گيرد . سپس به نقل قول مانى و ابن ابى العوجاء مىپردازد كه گفتهاند روشنى آفريدگار نيكى است و تاريكى آفريدگار بدى و شرّ . و اين دو جوهر قديماند و حسّاس و كار ايشان ، در قلمرو آفرينش ، آميزش آن دو است ، از پس اينكه هرگز آميزش نداشتهاند و اين جهان از آميزش آن دو به وجود آمده است . در اينجا مؤلف به مقايسهء آراى مانى و ابن ابى العوجاء [ 1 ] از يك سو و آراى مجوس از سوى ديگر مىپردازد و هر دو گروه را مورد انتقاد فلسفى قرار مىدهد . بعد به نقل آراى ديصان [ 2 ] مىپردازد كه عقيده داشته است روشنى زنده است و تاريكى مرده . در اينجا مؤلف به نقد اين آرا مىپردازد و مىگويد در كتابى كه به نام المعدّله در دست تأليف دارد ، پاسخ اينان را به تفصيل تمام خواهد داد . و در اينجا يك مكالمهء فلسفى از جعفر بن حرب [ 3 ] با ايشان نقل مىكند كه به گفتهء خودش ، با همه اندكى عبارت ، بسيار مهم است :
--> [ 1 ] ابن ابى العوجاء ، يكى از مشاهير زنديقان قرن دوم هجرى كه دهرى مشرب يا مانوى مذهب بوده است ، مقتول به سال 155 . [ 2 ] ديصان ، منظور ابن ديصان ( 154 - 222 م . ) شاعر و فيلسوف الاهى مسيحى قرن دوم و آغاز قرن سوم ميلادى است كه اصلا از مردم سرزمين پارت و ايرانى بود . بعدها به ناحيهء رها ( ادسا در جنوب تركيهء امروز ) رفت . آراى او به انديشههاى مانى بسيار نزديك بوده است . [ 3 ] جعفر بن حرب همدانى متولد حدود 177 . وى يكى از شاگردان ابو الهذيل علّاف بوده و تمايلات زيدى داشته است . چيزى از آثار او باقى نمانده است . مراجعه شود به تاريخ التراث العربى ، المجلد الاول ، الجزء الرابع ، ص 70 .