مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

541

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

باران ( آب آسمان : ماء السماء ) مىخواندند . همچنين مزيقيا را نيز باران ( ماء السماء ) مىخواندند ، چرا كه هر گاه قحط سالى به ميان مىآمد ، او اموال خود را به جاى قطره‌هاى باران مىداد و گويند كه اين شخص ابو عامر بوده است كه انوشروان او را ولايت داد و پيش از او پدرش قباد حارث بن عمرو بن حجر معصوب را ولايت داده بود . و اين است داستان پادشاه معصوب در روزگار قباد گويند وقتى قباد سراسر ولايت عرب را به دو بخشيد فرزندش حجر بن حارث پدر امرء القيس شاعر را بر بنى اسد كارگزار كرد و او از هر كدام ايشان هر ساله پشم يك گوسفند و انبانى كشك و يك خيك روغن مىگرفت . هنگامى كه قباد ضعيف شد و مزدكيان او را خلع كردند ايشان از پرداخت اين باژ سر باز زدند و او هم چهل تن از سران ايشان را با ضربهء چوبدست كشت و ايشان را عبيد العصا ( بردگان چوبدست ) نام نهادند . سپس بر او شوريدند و او را كشتند و او فرزندش امرء القيس را به خاطر شعر گفتنش رانده بود . امرء القيس هنگامى كه پدرش كشته شد نزد قيصر رفت و از او در برابر بنى اسد يارى خواست و دختر قيصر عاشق او شد و او مردى بلند بالا و زيبا روى بود . گويند وى نهانى نزد آن دختر مىرفت و قيصر او را روانه كرد و به دو وعده داد كه سپاهيانى در پس او بفرستد . چون امرء القيس به انقره - كه منزلى است در شام - رسيد ، قيصر جامه‌هايى زهرآلود براى وى فرستاد كه چون پوشيد گوشت بدنش فرو ريخت و مرگ خويش را فرا روى ديد و گفت : « چه مايه چكامه‌هاى روان و خطبه‌هاى تندگذر كه فردا روز ، در انقره خواهد ماند » [ 1 ] . و سپس گفت : اى همسايه ! حوادث روزگار پى در پى است / و من در اينجا ، خواهم ماند ، چندان كه كوهها بمانند / اى همسايه ! من و تو اينجا دو غريبيم / و غريبان را با يك ديگر نزديكى و نسبتى است [ 2 ] .

--> [ 1 ] دربارهء اين سخن امرء القيس و تمام آن رجوع شود به شرح مقصورهء ابن دريد ، ص 14 و معاهد التنصيص عباسى ، ج 1 ، ص 13 . حلهء امرء القيس ، مشهور و ضرب المثل بوده است . رك : ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب ، ثعالبى ، تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، دار نهضة مصر 1965 ، ص 214 . [ 2 ] براى تمامى اين شعر رك : ديوان امرء القيس بيروت 1958 ، ص 79 و شرح مقصورهء ابن دريد ص 57 ، كه داستان او را با قيصر نقل كرده است . در ترجمهء ما ديوان و شرح مقصوره مورد نظر بود و در متن ابيات پس و پيش شده و در ضبط اندك اختلافى وجود داشت .